تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠
و مفسد خودشانرا داخل كرده دوباره تخم نفاق در ميان اهالى بيچاره نيندازند داعى كه عمر خود را در خدمت ملت و شريعت صرف نموده حالا هم عموم اسلاميان و ايرانيان را مخاطب ساخته باتحاد و اتفاق دعوت نموده با صميم قلب برفع حوائج دينى و ملى و خدمت شريعت و مشروطيت و انتخاب وكلا از مردمان صحيح و بيغرص و اصلاح دوائر دولتى از روى قانون و تعميرات مملكتى حاضر شده از عموم ملت استمداد و از خداوند احديت استقامت ميطلبيم و اميدواريم انشاء اللّه در اين دوره به مشروطيت و آزادى ملت مخالف پيدا نشود اگر انشاء اللّه قادر و موفق شدم يكروز در مسجد بالاى منبر رفته و از محسنات مشروطه و عدل و انصاف و ظلم و جور مشروحا عرض ميكنم . حسن بن باقر مجتهد اين نوشته خواندنيست : « چون اهالى جاهل با اين اساس همراه نبوده . . . » ، آقاى مجتهد و ديگر نايبان امام چسان ؟ ! . آيا همراه بودند يا نه ؟ ! . « محذورات داخلى از يكطرف و موانع خارجى از طرف ديگر . . . » ، و خودپرستى و سودجويى آقاى مجتهد و نايبان امام از همه بدتر ! . . « در ميان افراد ملت بجاى روابط الفت تخم نفاق كاشته گرديد . . » ، كه كاشت ؟ ! كه اسلاميه برپا كرد ؟ ؟ . « بر گذشته‌ها خط فراموشى كشيده . . . » ، اگر گذشته‌هاى شما و آن خونريزيها نيك بوده چرا فراموشى آنها را ميخواهيد ؟ ! . اگر بد بوده آقاى نايب امام چرا كرده‌ايد ؟ ! اسلاميه برپا كردنت بماند ، خونها ريختنت بماند ، اينها هرچه بوده در ميان توده بوده . به بيگانه پيوستنت را چه گوييم ؟ ! افزار دست ودنسكى شدنت را چه گوييم ؟ ! تلگراف بلندن فرستادنت را چه گوييم ؟ ! . اينها را چگونه فراموش كنيم و چرا فراموش كنيم ؟ ! . پس چرا اين پشيمانى را دو ماه پيش نمىنمودى ؟ ! . همين نوشته گناه ديگر نويسنده‌اش مىباشد . زيرا هنوز گردن براستى نمى - گزارد و گناه خود را به گردن نميگيرد و باز هم از در برترىفروشى و پندآموزى مى آيد . خواستم بدگويى از يكمرد مرده نيست ، اين يك نمونه‌ايست كه سران و پيشروان هر سياهكارى كه نمودندى در پايان باينگونه زبانبازيها پرداختندى و خود را پاك گردانيدندى ، و از نافهمى و بيچارگى توده سود جسته و خواست خود را پيش بردندى .