تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
ناصر الملك و كابينه نجفقلى خان كه آن كارها را كرده و بدلخواه بيگانگان مجلس را بسته بودند در تلگراف‌هاى خود بعلماى نجف همه گناهها را به گردن ديگران انداخته چنين مىگويند : « شب و روز مشغول اصلاح و جمع‌آورى خرابىهاى گذشته هستيم » پس از مجتهد برادرزاده‌اش امامجمعه نوشته‌اى بروزنامه فرستاد و آن نيز از اين گونه است . او نيز خاك به چشم مردم مىپاشد و ميگويد گذشته گذشته و از اين پس همه همدست باشيم . روسيان در تبريز روزنامه‌اى بنام « ازوسيتا » به زبان روسى مىپراكندند ، و روز بيست و چهارم ارديبهشت كه يكم ماه ماى بود نيز جشن گرفتند و دسته‌هاى سالدات و قزاق سرود آزادىخوانان و به روى مردم خندان از كوچه‌ها گذشتند . در تبريز خوش رفتارى بسيار مينمودند و چنان كه دانسته شد از مردم تبريز مىترسيدند . جنگهاى چهار روزه سال 1290 و دليريهاى مجاهدان از ياد ايشان نرفته و بيم ميداشتند كه تبريزيان كينه‌جويى خواهند و بر سر ايشان ريزند و اين بود دلجويىها دريغ نميداشتند . در اين ميان بدخواهانى نيز دروغها مىپراكندند و از روسيان بايرانيان و از ايرانيان بروسيان سخنها مىگفتند و بر آن بودند كه در ميانه آتشى افروزند . شبى بروسيان آگهى برده بودند كه تبريزيان بسرشان خواهند رفت و روسيان آنشب نخوابيده و آماده ايستاده بودند . فردا چون چگونگى دانسته شد شريف الدوله كارگزار به نزد آنان رفت و بىپايى داستان را فهمانيده دلگرمىها داد و بدينسان از آشوب جلو گرفت . در همانروزها در خوى داستانى پيش آمد ، و آن اينكه روسيان بدستاويز دزديده شدن چند تپانچه بدشمنى برخاستند و بر آن شدند كه شهر را بتوپ بندند و به بستگان خود آگهى دادند كه از شهر بيرون آيند . مردم سخت ترسيدند و بر اين شدند از شهر بيرون روند . ولى حكمران جلو را گرفت و چگونگى را به تبريز آگاهى داد تا با گفتگو جلوگيرى كردند .