بدستاويز زخمى شدن سالدات و در رفتن بمحله خيابان براى برانداختن سنگرها و در ريختن بهكماوار و گرفتار كردن يوسف و ديگران همين رفتار را نمودند .
آنچه تبريز را در آنهنگام نگه داشت فراخ حوصلگى ستار خان و باقر خان و دورانديشى نمايندگان انجمن ايالتى و كاردانى نايب الاياله ( اجلال الملك ) بود كه دست بهم داده و نگزاردند رشته پاره گردد .
اينان با آنهمه گرفتاريها خود را نباخته رشته دورانديشى را از دست نميدادند .
مىتوان گفت در اينهنگام نظميه و ادارههاى ديگر تبريز بهتر از هر شهر ديگرى بود .
اجلال الملك در اين گونه كارها توانايى شايان از خود نشان ميداد .
تبريزيان ميدانستند كه در جاى بسيار سختى گرفتارند و چاره جز شكيبائى و دليرى ندارند . پس از يازده ماه جنك و جانبازى در راه آزادى كشور كنون با دشمنى همچون دولت تواناى روس دچار آمدهاند اين بدتر كه نه ميتوانستند از جان گذشته با جنگ و مردانگى كار را يكسره سازند و نه كسى را ميشناختند كه روبدو آرند و چاره كار را خواهند . تبريز روزهاى بسيار بدى را بسر ميداد .
در اينهنگام آنكه محمد عليميرزا بود با همه آشتى كه با آزاديخواهان در ميان داشت هركس ميدانست كه در نهان جز بد آنان را نميخواهد و از كارهاى سپاه روس در تبريز سخت خشنود مىباشد . آنكه دسته آزاديخواهان تهران بود رشته آنها در دست كسانى بود كه خود همراز كاركنان روس و انگليس بودند . از سپهدار در قزوين بايستى بيكبار چشم پوشيد ، تنها سردار اسعد بود كه اين زمان با دلى پاك و ديده باز به كار ميكوشيد و كاركنان روس و انگليس به او ارجى مينهادند و درباره پيشآمدهاى تبريز نيز نخست او بود كه زبان پرخاش باز كرد و چنان كه نوشتيم يكى از جهتها براى بيرون آمدن خود از اسپهان اين پيشآمدها را ياد ميكرد .
در خود تبريز خواستند بازارها را ببندند انجمن جلوگيرى كرد و كار بسيار بجايى بود . زيرا بهانه بدست سپاهيان روس ميداد . در همان روزها گاهى گفتگوى برگشتن سپاه روس ميشد چنان كه انگليسيان لشگر دريايى خود را بازگردانيدند .
ولى با اين گفتگو روسيان جاى خود را هرچه استوارتر مينمودند . چنان كه گرمى هوا
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 49
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٩