فرمانده ايشان دورى از خاك عثمانى را بيشتر از آن نمىخواست ، ولى از بغداد دستور پيشرفت دادند و اين بود دوباره بجنگ پرداختند . روسيان كم و ناتوان مىبودند ، در جنگهاى پياپى كه در بيستون ، و صحنه ، و گردنه بيدسرخ ، و كنگاور رو داد عثمانيان فيروز درآمده و روسيانرا پس نشاندند . گردنه اسدآباد را كه روسيان استوار گردانيده و دل بايستادگى سخت نهاده بودند عثمانيان از دو پهلو به پيشرفت پرداختند . روسيان ناگزير گرديده همدانرا تهى كرده و تا گردنه سلطانبلاغ پس نشستند . ماژور محمد تقيخان با ژاندارمهاى ايران كه پيشرو بودند بهمدان درآمدند و شهر را بگرفتند و با عثمانيان روسيان را دنبال كرده در سلطانبلاغ و در آوج بجنگهاى سختى پرداختند .
اينها در مردادماه بود و چون آگهى از آنها بتهران و ديگر شهرها ميرسيد در همهجا شور و تكان سختى برخاست . در همهجا آزاديخواهان بجنبيدند و بستگان روس و انگليس و هواخواهان ايشان بترس افتادند و در تهران جنبش شگفتى پيش آمده كسانى از وزيران و ديگران نيز آهنگ كوچ كردند . كابينه سپهدار كناره جست و خود سپهدار از تهران بيرون رفت . در زبانها رفتن شاه نيز گفته ميشد مردم در مسجد آدينه گرد آمدند و گفتگو از بستن بازار ميرفت تا شاه كسانى فرستاد و با نويد و دلگرمى از نرفتن خود آنان را خاموش گردانيد . بجاى سپهدار وثوق الدوله سروزير گرديد ولى كسى وزيرى را نمىپذيرفت و او تنها بسر ميبرد . شاه ناگزير گرديده انجمنى از درباريان و وزيران پيشين و از ملايان و سران مردم براى گفتگو در پيشآمدها و راهنمايى در كارها برپا كرد . وثوق الدوله كارى نتوانسته پس از چند روزى كناره جست . شاه اينبار علاء السلطنه را برگزيد ، ولى او هم كارى نتوانسته و بيش از چند روزى نماند و بار ديگر وثوق الدوله برگزيده شد . گفتگو از فرستادن كسانى از وزيران پيشين بكرمانشاهان مىرفت كه با عثمانيان و كوچندگان سخنى رانند .
عثمانيان دولتآباد و بيجار را نيز گرفته و در كردستان تا سنندج نيز پيش آمده بودند . از تهران و قزوين و زنجان و عراق و ارمنيان و ديگران دستهدسته مى -
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 664
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٦٤