تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
حاجى عز الممالك خزانه‌دار . بدينسان بار ديگر در ايران دو دولت پديدار شد . حكمرانى كرمانشاهانرا نيز بامير ناصر دادند . عثمانيان تنها اينان را ميشناختند و دولت تهران را نميشناختند و اين بود شهر - هاييكه ميگرفتند حكمران از نظام السلطنه فرستاده ميشد . دسته‌هاى مجاهد و ژاندارم همچنان همراه و در جنگها همگام مىبودند . اكنون از آغاز پيش‌آمد كوچ شش ماه بيشتر مىگذشت . در اينميان در تهران نيز كارهايى روى داده بود . زيرا فرمانفرما كه پس از مستوفى سروزير شده بود او نيز كارى نتوانسته و بنوبت خود رفته و سپهدار ( اين زمان سپهسالار خوانده ميشد ) جاى او را مىگرفت و در كابينه اين سپهدار « كمسيون » مختلط برپا شده بود . در نتيجه پيش‌آمد جنگ و ديگر گرفتاريها دولت ايران قسطهاى وام خود را به دو دولت پرداختن نتوانسته و تا پايان جنگ مهلت گرفته بود و چون براى در رفت اداره‌ها هم نيز در تنگدستى بود پولهايى نيز از آنها درمىيافت و نياز بسيارى به آن مى - داشت . دو دولت كه از پيش‌آمد كوچ و جنگ با سپاه روس در خشم شده و سختگيرى بيشتر مينمودند فرصت يافته بدستاويز آنكه پولها در جاى خود به كار نمىرود كمسيونى براى نگهبانى در كارهاى وزارت ماليه پيشنهاد كردند ، كه دو تن نماينده هم از روس و انگليس در آن باشند . كابينه سپهدار خواه و ناخواه آن را پذيرفت و به « اساسنامه » آن دستينه گزاشت بدينسان رشته كارهاى پولى ايران بهتر بگويم : رشته همه اداره‌ها - بدست نمايندگان دو دولت سپرده گرديد . نوى ورميا مينوشت : سپهدار و وزيران خودشان بودن دو نماينده روسى و انگليسى را در كمسيون خواستار شدند . بيگمان اين دروغ است . چيزى كه هست گرايش سپهدار و فرمانفرما و مانندگان ايشان به دو همسايه نيز پوشيدنى نيست . اينها پس از شكست كوچندگان و بيرون رفتن ايشان از ايران رو داده و كسى هم خرده گرفتن نيارسته بود ، ولى اكنون كه كوچندگان بازگشته و روسيان شكست خورده بودند زبانها باز شده و سپهدار و وزيرانش خود را در فشار ميديدند . عثمانيان يك ماه در كرمانشاهان نشسته و بجنگ نپرداختند . على احسان پاشا