تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١

گفتار يازدهم دنباله جنگها

چنان كه ديديم بهنگاميكه در ساوه و قم و كاشان و اسپهان اين كارها روى ميداد در سوى همدان و كرمانشاهان و آن پيرامونها نيز جنگهايى ميانه سپاه روس و ژاندارمهاى ايران پيش ميرفت و ديديم كه روسيان چيره درآمده و ژاندارمها را تا آنسوى همدان بيرون راندند ولى ژاندارمها در كنگاور و بيدسرخ ايستادگى بسيار نشانداده و جنگ را همچنان پيش ميبردند . اين جنگها تا ديماه تنها با ژاندارمها بودى ولى در آنهنگام دسته‌هايى از سپاه عثمانى نيز با توپ و بسيج شايا از پشت سر رسيدند . زيرا چنان كه گفتيم فرمانده سپاهيان عثمانى در عراق فون در گولتس پاشاى آلمانى بود و راهبرى كوششها در ايران را نيز او ميكرد و چون در عراق بانگليسيان چيره گشته و آنانرا تا كوت العماره پس نشانده و در آنجا بتنگنا انداخته بودند از فرستادن سپاهيانى بايران بازنايستاد و از رسيدن آن سپاهيان جنگ با سپاه باراتف سخت‌تر گرديد و رنگ ديگر به خود گرفت . اين جنگها ميانه دسته‌هاى ايرانى و سپاه عثمانى از يكسو و دسته‌هاى سواران باراتف از سوى ديگر دنباله درازى پيدا كرد و تا بهار سال 1296 برپا و در « جزر و مد » مىبود . چيزى كه هست از داستان آنها ما خود هيچ آگاهى نيافته‌ايم و يادداشتى نيز در دست نميداريم و از آنسوى در كتاب « تاريخ نظامى جنگ بين‌الملى » كه بچاپ رسيده داستان آنها را ( گويا بيشترش را از روى نوشته‌هاى خود روسيان ) آورده و بهرحال آگهيهاى ارجداريست . از اينرو از پرداختن بداستان آنها چشم پوشيده و تنها براى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 661 | احمد كسروى تبريزى