بفرماندهى سرهنگ فسنگو به سمت گردنه سلطانبلاغ كه از طرف دشمن اشغال شده بود حركت كرد و قواى سوار ديگرى نيز بفرماندهى سرهنگ كولسينكوف به زودى به طرف قم اعزام شد .
نزديكى آوج اولين تلاقى قواى مقدم سوار ما با دشمن بوقوع پيوست و پس از آن در ظرف دو روز ( 25 و 26 نوامبر 1915 ) گردنه سلطانبلاغ و مواضع مستحكم آن در اثر ضربت قواى سوار ما تصرف شد .
قواى سوار مزبور بوسيله سه ستون عمل ميكرد : از جبهه ستون وسط در خط شوسه ، و از جناحين دو ستون مأمور حركت تجاوزى بودند ، يكى ستون سرهنگ يا كولف و ديگرى ستون سرهنگ 2 لشجنكو . ستونهاى مأمور به حركت تجاوزى ناگزير بودند از راه كوهها و معابر سخت كوهستانى عبور كنند .
پس از محاربه سلطانبلاغ محاربات ديگرى نيز بوقوع پيوست كه بنفع ما منتهى گرديد منجمله محاربه در نزديكى همدان بوسيله قواى سرهنگ فسينكو . . . ) « 1 »
ژاندارمها در پل شكسته هم بيش از سه روز ايستادگى نتوانستند ولى اينبار گردنه اسدآباد را سنگر كرده بايستادگى پرداختند و در اينجا ، و در كنگاور ، و در گردنه بيدسرخ ، و صحنه ، و بيستون در هريكى جنگهاى بس سختى كردند و از روسيان بسيار كشتند . هر شب اتومبيلها و گاريهاى روسيان پر از كشته و زخمى بهمدان درمىآمد .
در آنهنگام زمستان كه برف و سرما سراسر بيابانرا گرفته بود و سر گردنهها جنگهاى خونريز ميرفت و جوانان غيرتمند ايرانى بنام نگهدارى كشور جانفشانيهاى تاريخى مينمودند ، اگرچه در برابر فزونى شماره روسيان و برترى افزار و آراستگى آنان ناگزير شده پس مينشستند ولى گامبگام سنگر بسته و دليريها مينمودند .
ژنرال باراتوف درباره اين جنگها ميگويد :
« محاربات شديدى در نزديكى كنگاور بوسيله قواى سرهنگ بارن ميدم و در گردنه بيدسرخ ، صحنه ، بيستون ، و كرمانشاهان بوسيله قواى سوار ژنرال ايسارلوف بنفع ما بوقوع پيوست » .
هامش
( 1 ) اين تكه از كتاب « تاريخ نظامى جنك بين الملل » آورده مىشود و اينست بدانسانكه هست آورده مىشود ، ولى چنان كه گفتهايم در اين تكهها تاريخ يوليوسى به كار رفته .