كرده و تا پل شكسته پس نشستند ، روسيان روز بيست و سوم آذر ( دوم دكابر ) بهمدان رسيده و شهر را بدست گرفته و دستههايى را بكنگاور و سنندج فرستادند . خود ياور محمد تقيخان انگيزه اين شكست را چنين باز مينمايد : « بواسطه عدم اتحاد و تذبذب و ترديد و عدم صميميت هيئت رئيسه و احزاب مختلفه و فقدان اسلحه استقامت در مقابل قواى عظيمه ممكن نگرديد و حركت آلاستيكى شروع شد » .
شبيكه ژاندارمها از همدان گريختند سالار لشگر پسر فرمانفرما را كه حكمران آنجا بود هم با خود بردند و بامدادان كه مردم آگاه شدند و از آنسوى روسيان نزديك مىگرديدند سخت بترسيدند و بدست و پا افتادند ، ولى روسيان به آرامى به شهر درآمدند و جز به كسانى كه بدگمان بودند آزارى نرسانيدند .
روسيان درباره اين جنگها آگهيها در تهران و پتروگراد پراكنده كردند و روتر نيز آگاهيهايى داد . درباره جنگ آوج روتر چنين آگهى داد :
« پتروگراد - آگاهى رسمى داده شده كه در نزديكى همدان روسيان يك نيروى پديد آمده از 500 تن سواره و پياده ژاندارمهاى ياغى و 1200 تن سپاه مزدور آلمان و عثمانى را كه دو توپ نيز همراه ميداشتند شكست دادند . دشمن گريخته و انبوهى كشته و زخمى بجا گزارده است ، سپاه روس بجلو ميروند » .
درباره جنگ سلطانبلاغ آگهى داد :
« پتروگراد - 10 دسامبر ( 19 آذر ) سپاه روس گردنه سلطانبلاغ را گرفتهاند . ژاندارمها و دستههاى مزدور آلمان با سرپرستى سركردگان آلمان و عثمانى براى پديد آوردن ايستگاههاى استوار در آنجا در دو هفته آخر بسيار كار ميكردند . راه همدان اكنون باز است و دشمن بيسر و سامان گريخته است » .
خود ژنرال باراتوف در فرمانيكه در سال 1918 بيرون داده و داستان كارهاى چند ساله و سپاه خود را در ايران در آن فهرستوار ياد كرده درباره اين جنگها چنين ميگويد :
« مقارن 20 نومبر ( نويابر ) قواى ما تمركز خود را خاتمه دادند و مبادى حركت خود را اشغال نمودند قواى سوار همدان كه تشكيل گرديده بود
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 648
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٤٨