گفتار دهم جنگهاى كوچندگان با سپاه روس و شكست يافتن ايشان
كوچندگان چون در قم گرد آمدند بشورانيدن مردم و بسيج كردن سپاه برخاستند و پيش از همه بآمادگى ميكوشيدند . گذشته از دستههاى ژاندارم كه در قم و عراق و همدان زيردست خود ميداشتند و سركردگان سويدى نيز فرمانبردارى مينمودند ، و گذشته از مجاهدان آذربايجان و سوارانى كه آلمانيان در اسپهان و ديگر جاها گرفته بودند از همهجا سوار ميخواستند و بشهرها و ميان ايلها كسان فرستاده كمك مىطلليدند .
از كسانى كه بايشان پيوستند سالار ناصر خلج بود كه با دستهاى سوار بقم آمدند همچنين دستههايى از شاهسون بغدادى و اينانلو به آنجا رسيدند ، نيز نايب حسين كاشانى و پسران و سواران او كه در دز محمد عليخان بودند چون بتنگنا افتاده و راه گريزى نميداشتند اين پيشآمد را فرصت شمرده بنام كمك بكوچندگان بپيوستند . ظفر نظام همين رفتار را كرد ، نيز چراغعليخان بختيارى كه هماورد نايب و پسرانش بود بنام همچشمى از كاشان بيرون آمده بكوچندگان پيوست . اين سه دسته كه از راهزنان و دزدان بودند همدستيشان مايه بدنامى شده و بهانه بدست بدخواهان ميداد كه به سرزنش و ريشخند برخيزند و اين بدتر كه اينان كارى نيز نتوانستند و خواهيم ديد كه آن توانايى كه در كار راهزنى و دزدى از خود نشان داده بودند در جنگ با دشمنان كشور نشان ندادند و بدنامى چند ساله از خود دور كردن نتوانستند .
هم بايد نوشت كه چند تن از سران قزاق هم بنام ايراندوستى و غيرتمندى از