ديگران جدا گرديده و با كوچندگان بقم آمده بودند و آنان نيز از جنگيان شمرده ميشدند .
در اسپهان و كاشان و زنجان و اراك و ديگر جاها مردم بشور آمده و مشق سربازى ميكردند كه ورزيده شده و به يارى كوچندگان شتابند و بسيج افزار جنگ ميكردند .
دستههاى بزرگى از سنجابى و ديگر ايلها بكرمانشاهان آمده و در آنجا براى يارى آماده ميايستادند . با همه كارشكنى كه عنوان بىيكسويى دولت ميكرد باز پيشرفت بزرگى در كار ديده ميشد .
امير حشمت و ياران او چون اسب براى سوارى نداشتند آهنگ اراك كردند كه در آنجا اسب و زين و ديگر افزارها بخرند و پس از آمادگى بازگردند . ياور محمد تقيخان و همدستان او كه همدانرا گرفته بودند تا آوج پيش رفته در آنجا و در سلطانبلاغ سنگر بستند . نيز كميته در ساوه لشگرگاه ساخته سواران خلج و ديگران را كه گرد مىآمدند به آنجا فرستاده و روزبروز شماره آنان را انبوه ميگردانيد .
هنوز سررشته بدست كميته دفاع ملى بود ولى مدرس و ديگران بايراد برخاسته آزردگى مينمودند و در ميانه دو سخنى پيش آمده و مايه كارشكنى ديگر بود .
يكى از كارهاى كميته پراكندن روزنامهاى بژلاتين بود كه تلگرافها و ديگر آگاهيها را مينوشت . يكى ديگر پديد آوردن دستگاهى بنام « خورشيد سرخ » كه دستور آن را نوشته و كسانى را از مشار الدوله و ديگران به راه بردن آن برگزيدند و اين نخستين بنياد « شير و خورشيد سرخ » در ايران بود .
اينها آمادگيهاى كوچندگان بود . از آنسوى روسيان نيز آماده ميشدند .
ژنرال باراتوف از نيمههاى آذرماه به كار برخاست و نخست دو دسته سوار با يك سرهنگ بر سر ياور محمد تقيخان و همراهان او فرستاد ، نيز دسته ديگرى را بر سر ساوه روانه گردانيد . آندستهها نخست در آوج بجنگ پرداختند و پس از آن روزهاى شانزدهم و هفدهم آذر را در گردنه سلطانبلاغ رزم كردند . ژاندارمها دليرانه جنگ ميكردند ولى در سايه كمى افزار و شماره و ديگر كميها ايستادگى نتوانسته گامبگام پس مينشستند .
يك جنگى نيز در نزديكى همدان رخ داد ، ژاندارمها و مجاهدان شبانه همدانرا رها
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 647
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٤٧