تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
آورند ، و چون قزاقان بالاى تپه مصلى جايگاه استوارى بنياد نهاده و شب و روز آگاه مىزيستند مىبايست با يك تاختن ناگهانى دليرانه آن كار را بانجام رسانند . اين بود شب سىام آبان نزديك به نيمه‌شب ناگهان از چهارسو بمصلى تاخت بردند و در آن دل شب با تفنگ و توپ بجنگ و شليك سختى برخاستند ، مردم شهر كه از چگونگى آگاه نبودند بآواز شليك از خواب بيدار شدند . تا سپيده‌دم جنگ به سختى ميرفت و بسيارى از دو سو كشته گرديد و سرانجام قزاقان تاب ايستادگى نداشته و سنگرها را رها كرده و بگريختند و يكدسته از آنان كه در كاروانسرا جا داشته و هنوز ايستادگى مينمودند ياور محمد تقى خان رييس ژاندارم با زبان نرم آنانرا رام گردانيده جلو كشتار و خونريزى را گرفت . اين كار كه نخستين هنرآزمايى جنگجويان ايرانى بود در سايه دليرى و كاردانى ياور محمد تقى خان بچاپكى و نيكى انجام گرفت و همدان بدست آنان افتاد . كونسولهاى روس و انگليس شبانه فرصت جسته با ديگران از كاركنان دو دولت و هواداران ايشان گريخته بودند . اين پيش‌آمدها نتيجه‌هاى بسيارى را در پى داشت و كشور را به حال ديگر انداخت ، از آنسوى در ايران ميدان جنگ نوينى باز شد كه در يكسوى آن دسته - هاى جنگ‌آزموده ژنرال باراتوف با افزار و آرايش بسيار ، و در يكسو مجاهدان و ژاندارمهاى ناآزموده ايران بىافزار و آرايش مىايستادند ، و پس از جنگ مجاهدان تبريز در آذرماه 1290 ( محرم 1330 ) اين دوم بار جنگ آزاديخواهان ايران با قزاق و سالدات دولت خودكامه روس بود . خواهيم ديد دامنه اين جنگ‌ها تا كجا كشيد و داستان آنها را كم يا بيش خواهيم نوشت . از اينسوى تهران از تندروان و جنگ‌خواهان تهى گرديده و بيمى كه روسيان از پايتخت ميداشتند از ميان برخاست ، و دولت از فشار رها گرديد ، و گفتگوى بردن پايتخت باسپهان از زبانها افتاد . نيز مجلس سوم كه يكسال كمتر از آغاز آن گذشته بود در نتيجه كوچيدن بيشتر نمايندگان از ميان رفت ، اگرچه دولت تا يك هفته و بيشتر با تلفون يا تلگراف با نمايندگان كه در قم مىبودند گفتگو ميداشت و به آنان پيشنهاد بازگشت مينمود ، و چندتنى از اينان - از عدل الملك و ميرزا محمد