تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
در ايران بنام گرديد باينجا فرستاده ميشدند ، ژنرال يودنيچ فرمانده قفقاز به اين تن در نميداد كه از سپاه آنجا كم كرده و بايران فرستد و از اينراه بدرازاى ميدانگاه خود فرسنگها بيفزايد . از ديده جنگى اين لشگر فرستادن بزيان روسيان بود ، ولى از ديده سياست بسودهايى اميد مىبستند و اين بود وزارت خارجه آن را ميخواست و دولت انگليس براى جلوگيرى از راه يافتن كاركنان آلمان بهندوستان و افغانستان فرستادن چنان سپاهى را بايران دربايست ميشمرد ، از اينراه فرمانده قفقاز ايستادگى ننموده آن را پذيرفت . ژنرال باراتف با دسته‌هاى نخستين سپاه روز بيست و دوم آبان ( يكم نويابر ) بقزوين رسيد و دسته‌هاى ديگر كه بيشتر آنها سواره بودند از پى مىآمدند و تا بيست روز ديگر همه لشگر كه بيش از دوازده هزار بودند در قزوين گرد آمدند ، كه تا اين هنگام كميته دفاع ملى نيز بآراستن لشگرى در قم و آن پيرامونها فيروزمند شده بود . از آنسو در همانروزها داستان ديگرى در همدان رخ داد ، و آن اينكه با دستور كميته دفاع ملى و رييس ژاندارم دسته ژاندارم و سوارانى كه آلمانيان بنام مجاهد در آنجا گرفته بودند بهمدستى آزاديخواهان شهر به آن شدند كه كونسولهاى روس و انگليس و يكدسته قزاق ايرانى را كه بفرماندهى سركردگان روس در آنجا بودند از شهر بيرون كنند و آنجا را بدست گرفته در برابر سپاهيان باراتف سنگرى پديد 64 - شادروان حاجى ميرزا حسن شكوهى ( يكى از كسانى كه در راه مشروطه زيان و گزند بسيار ديده )