گردانيد و مردم بيدست و پا بترس افتادند . دولت دستههاى ژاندارم را بتهران خواسته در باغشاه آماده نگهداشت و بپاسبانان نيز دستور آمادگى داد . از آنسوى آلمانيان و اتريشيان و عثمانيان و بستگان ايشان بآهنگ بيرون رفتن از شهر افتادند . نيز دسته دموكرات و « كميته دفاع ملى » آهنگ كوچ كردند وزيران و دربار نيز همداستانى و همراهى نشان دادند . گروهى اين را نميخواستند و روزنامه « عصر جديد » آشكاره خرده ميگرفت . ولى انبوهى از آزاديخواهان از دموكرات و اعتدالى در كوچيدن هم - سخن بودند و برخى روزنامهها گفتار شورانگيزى مينوشتند ، داستان همراهى دولت و دربار و بيرون بردن پايتخت از تهران بمردم گران افتاده و از سوى ديگر بترس آنان مىافزود .
روز دوشنبه بيست و سوم آبان ( 7 محرم 1234 ) در تهران از روزهاى بيمانندى بود . سران آزادى و نمايندگان مجلس و آلمانيان و عثمانيان و ديگران از شهر بيرون مىرفتند و درشگهها پى هم از خيابانها گذشته و آهنگ دروازه ميكردند . دولت اينان را راه مىانداخت كه فردا نيز شاه و وزيران از پى روانه گردند . امروز بنه شاه را هم بكهريزك بردند .
از كسانى كه امروز بيرون رفتند و در كوچ تا بپايان بودند ما نامهاى ميرزا سليمان خان ( معاون وزارت داخله ) ، و سليمان ميرزا ، و وحيد الملك ، و حاجى عز الممالك و حاجى فطن الملك ، و اديب السلطنه ، و سيد حسن مدرس ، و حاجى شيخ محمد حسين استرابادى ، و شيخ محمد حسين خونسارى ، و سيد محمد رضا مساوات ، و آقا شيخ رضا دهخوارقانى ، و سيد جليل اردبيلى ، و مشار الدوله ، و سيد حسين گزازى ، و سردار محيى ، و ميرزا كريم - خان ، و ميرزا محمد صادق طباطبائى ، و ميرزا على اكبر خان دهخدا ، و ميرزا محمد على خان كلوپ ، و حاجى ميرزا عليمحمد دولتآبادى ، و سيد يعقوب شيرازى ، و نظام السلطان ، و سردار كل ، و ميرزا صادقخان بروجردى و حاجى شرف الملك را دانستهايم كه در اينجا مىآوريم . باشد كه رويهم بيشتر از سيصد تن بودهاند .
پسين آن روز و شب سهشنبه در دربار نشستها شد و نمايندگانى كه نرفته بودند با وزيران بگفتگو نشستند . ولى نتيجه بدست نيامد و مستوفى همچنان مردم را برفتن
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 639
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٣٩