تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
يكسان شمرده نميشد و در اينجا كسان ارجدار و بزرگى در آن كار ميكردند و گذشته از همه دولت در نهان آگاه ميبود و همداستانى از خود مينمود . تنها يكدسته ناخشنودى مينمودند و آنان نيز خاموش ميايستادند . با آن رنجيدگى كه ايرانيان از دو همسايه پيدا كرده و با آن خشميكه ميداشتند جز برخاستن و جنگيدن بانديشه كسى نميرسيد و اگر ميرسيد گفتن نميتوانست . از اينسو مستوفى و بيشتر وزيران نيز همداستانى مينمودند . آقاى نيسارى ( همان امير حشمت ) كه اكنون در تهرانست سخنانى در اين‌باره ميگويد كه بهتر است براى روشنى داستان آن را در اينجا بياوريم . ميگويد : « من چون از ميان عثمانيان بتهران آمدم آنچه بيهوده ميدانستم گراييدن بسوى آلمان و عثمانى و جنگ با روسيان بود . زيرا من در عثمانى بوده و از كارها آگاهى يافته و نيك مىدانستم كه ما با آلمانيان يكسره پيوستگى نخواهيم توانست . زيرا آنان از ما بسيار دورند . هر ياورى يا دستگيرى كه بما بخواهند ناگزير با دست عثمانيان خواهد بود . اينان را هم آزموده نيك ميدانستم كه نخواهيم توانست با ايشان همدستى كنيم . چنين كارى در آن روز نشدنى بود ، از آنسوى من جنگ با روسيان را ديده ميدانستم كه چه سختىهايى با حال آنروزى ايران در ميان خواهد بود . از اينرو بهتر مىشمردم كه دولت ايران از پيش‌آمد جنگ جهانگير و از گرفتاريهاى دو همسايه فرصت جسته با آنان پيمانى بسود ايران بندد و خود رويه و سامانى بكارها داده دست كاركنان آلمان و عثمانى را از كشور كوتاه سازد . اين بود انديشه من و يارانم و همگى از جنگ سخت پرهيز مى - كرديم و چون مشير الدوله سروزير گرديد و مىخواست كابينه برپا كند از ما و از سران دموكرات انديشه‌مانرا پرسيد ، و با همداستانى از همگى با نمايندگان دو همسايه بگفتگو پرداخت كه پيمانى در ميانه بسته شود و چون مىترسيد كه شورش پيش آيد من زبان دادم كه با همراهان خود به يارى او برخيزيم . ولى مشير الدوله نتوانست از گفتگو با نمايندگان دو همسايه نتيجه‌اى بگيرد . روسيان يك گام هم بسوى جلو نگزاردند . اين بود مشير الدوله كابينه درست نكرد و خود هم كناره گزيد ، و با اينحال ناگزيرى بود كه ما از دو دولت نوميد شويم و بكوشش برخيزيم . ولى تا آخرين روز دولت از كار و انديشه ما آگاه بود » . در آبان‌ماه اين آمادگى نمودارتر گرديد و كاركنان روس و انگليس به بيم