تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
افتادند . خبرنگار رويتر آگاهى داد : « آلمانيان سپاهى در تهران بسيج كرده‌اند » ، و روزنامه‌هاى روس عنوان يافته گفتارهايى نوشتند و بهمه‌جا آواز افتاد ، و چون از سفارت اتريش تفنگ و فشنگ و بمب براى مجاهدان فرستاده ميشد شهربانى چند بمبى را گرفت و حاجى بابا خان اردبيلى را بر سر آن بزندان انداخت و اين داستان در برخى روزنامه‌هاى تهران نوشته گرديد . گويا در اين هنگام بود كه دسته دموكرات كسانى را از سردستگان خود بنام « كميته دفاع ملى » برگزيده و رشته‌كارها را بدست آنان دادند . نيز گفتگو از بستن پيمانى با دولت آلمان و بردن پايتخت باسپهان و جنگ آغاز كردن با روسيان بميان آمد ، كه دموكراتها و مجاهدان آن را پيش آورده و دنبال مىكردند و دولت نيز همداستانى مينمود . دو دولت بتلاش افتادند و سفارت روس براى ترسانيدن دولت چنين گفت : اگر ايران پيمانى با آلمان و عثمانى بندد دولتهاى روس و انگليس پيمانى را كه درباره آزادى و جداسرى سراسر ايران بسته‌اند از ميان رفته خواهند شناخت . از آنسوى در پترگراد « 1 » گفتگو براى فرستادن دسته‌هاى سپاه بقزوين و پديد آوردن لشگرگاه بزرگى در آنجا مىرفت ، و هنوز آن سپاه‌ها نرسيده دسته‌هايى كه دو هزار تن يا بيشتر از پيش در قزوين بودند براى ترسانيدن چشم تهران بنمايشى برخاست ، و اين نمايش بود كه داستان كوچيدن را پديد آورد . بدينسان كه در نيمه‌هاى آبان از قزوين آگاهى رسيد كه دسته‌هاى قزاق بيش از هزار تن ( سپس شماره آنها را تا هزار و هفتصد تن رسانيدند ) با دو متراليوز از قزوين بيرون آمده و رو بسوى تهران داشته‌اند . اين آگاهى تكانى در شهر پديد آورد و روزنامه - ها آن را نوشتند و سخنرانى در پيرامونش كردند . نخست گمان ميرفت بآهنگ تهران نباشند و يا چند فرسنگى پيش آمده و بازگردند ( چنان كه چندى پيش از آن كرده بودند ) . ولى سپس آگاهى از پيش آمدن ايشان و رسيدن تا به ينگى امام ( دوازده فرسنگى تهران ) رسيد و پيشروان ايشان تا به كرج آمدند . اينها تكان مردم را بيشتر
هامش
( 1 ) پس از آنكه جنك جهانگير آغازيد روسيان نام « پترسبورك » را كه كلمه « بورگ » آن آلمانى بود نپسنديدند و نامرا « پتروگراد » گردانيدند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 638 | احمد كسروى تبريزى