تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
اين ما نيك ميدانيم كه در ايران در درس‌ناخواندگان خويها ساده‌تر و آهنگها نيرومندتر است ، و اينست آنان در چنين هنگامى به آسانى توانند بخواهشها و گرايشهاى درونى خود چيره درآيند و رشك و خشم و خودخواهى را دور گردانند و تنها سود كشور را بديده گرفته از جان نيز در راه آن چشم پوشند ولى درس‌خواندگان چون انديشه‌شان پراكنده و خويهايشان سست است چنين آهنگ نيرومندى كمتر توانند داشت و بدشوارى توانند رشك و خشم و خودخواهى را دور گردانند و تنها سود كشور را بديده گيرند و اينست از كارهاى خود كمتر نتيجه بينند . اينان از خانه‌هاى خود دست كشيده و براى نبرد و جنگ با دشمن بزرگى همچون روس از تهران بيرون رفته و جز از برخى از ايشان ديگران همه پاكدلانه به اين كار بر - خاسته بودند . با اينهمه در چنان هنگام و در برابر چنين كار بزرگى هم بخويهاى پست خود چيرگى نميتوانسته‌اند و ما مىبينيم كه از قم كه نخستين فرودگاهشان بوده در ميانه دو سخنى ميداشته‌اند و بيشتر ايشان هريكى دم از جدا سرى زده و يا در انديشه سرورى بوده‌اند . اين همان كمى مايه است كه ميگوييم . اين چيزهاست كه يكدسته را دست بسته و كوشش‌هاى آنانرا بيهوده گرداند . پس از همه اينها ، باز ما اين كوچيدن و كوشيدن را بهتر از كار كسانى ميدانيم كه در تهران نشسته‌اند و تماشاگر چيرگى بيگانگان و خاموشى و ناچارى دولت گرديده‌اند . اين كوچ و كوشش بارى اين نتيجه را داده كه در تاريخها نگويند در برابر آن فشار و چيرگى دشمنان ايرانيان هيچ تكانى به خود ندادند و گامى در راه جانفشانى برنداشتند . خرده‌گيران چرا آن ميبينند كه يكدسته رفتند و كوشيدند و نتيجه نبردند ، ولى اين نمىبينند كه يكدسته بيكار ايستادند و به يارى آنان نشتافتند . اما داستان چنان كه گفتيم از تابستان 1294 در تهران آمادگيهايى براى يك جنبش ميرفت . گذشته از سران آزادى و گروهى از نمايندگان مجلس و برخى از سركردگان ژاندارم ( از سويدى و ايرانى ) امير حشمت و ديگران از مجاهدان تبريز كه از استانبول بتهران آمده بودند و آلمانيان ارج بيشترى بدليرى و كاردانى اينان ميدادند پا در ميان ميداشتند . اين آمادگى با آنچه در شهرهاى ديگر رخ داده بود