جنگ ميرفت و از كسان نايب بسيار كشته شدند . اين بود در آنجا هم نمانده خود را بدز محمد عليخان در نزديكى قم رسانيدند و بر آن بودند كه از دولت زينهار و آمرزش 63 - سيمقو ( اسمعيل آقا ) با پسرش
خواهند كه در اينميان داستان كوچيدن پيش آمد و خواهيم ديد كه نايب و پسرانش بكوچندگان پيوستند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 633
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٣٣