آوردند و پيشاپيش آنان كردان با انبوهى ( سى هزار تن نوشتهاند ) از كوهستان فرود آمده و دستهاى از آنان در روستاها پراكنده شده و بتاخت و تاراج پرداختند و يك دسته بزرگى رو به شهر آوردند و دو روز پس از رفتن روسيان بود كه به ارومى رسيدند و چون اعتماد الدوله حكمران آنجا از همدستان صمد خان بوده و در زمان حكمرانى خود بدلخواه روسيان رفتار كرده و خونهاى بيگناهانرا ريخته و در اينهنگام همراه روسيان بيرون رفته بود . و كسى براى نگهدارى شهر و جلوگيرى از كردان نبود بى - آنكه جنگى روى دهد بدرون آمدند و دست بتاراج گشاده و دو روز و دو شب بازار تاراج و آشوب را گرم داشتند تا از پشت سر رشيد بيك فرمانده عثمانى با سپاه خود رسيد و از تاراج و آشوب جلوگيرى كرد و چند تن از كردان را با تير كشت .
تا چند روز كه رشيد بيك در شهر بود آرامش رويداد و مردم چه مسيحى و چه مسلمان آسوده بودند ولى چون روسيان پيش از پسنشينى خود خوى را گرفته و در آنجا سپاه ميداشتند رشيد بيك با دستههاى خود بجلو آنان رفت و در سلماس لشگرگاه ساخت و در شهر رشته كارها بدست نورى بيك و راغب بيك كه دو تن از سركردگان بدرفتار عثمانى بودند افتاده اينان دست ستم باز كرده بمسيحيان سختگيرى بىاندازه نمودند . ارشد همايون سرشهربانى تا ميتوانست بنگهدارى مردم ميكوشيد . مسيحيان خشنودى بسيار ازو نمودهاند ولى از راغب بيك و از مجد السلطنه كه بعثمانيان پيوسته و دستهاى از مجاهدانرا بر سر خود ميداشت و از قوچعليخان و ديگران بسيار ناليده و داستانهايى نوشتهاند كه نتوان به آسانى باور كرد . ما نميدانيم اين داستانها تا چه اندازه درست است ولى براى آنكه بىيكسويى نماييم آنها را ميآوريم .
مينويسند در گوكتپه دو هزار تن از آسوريان از اين ديه و از آن ديه گرد آمده بودند كه زنان و فرزندان بكليسا پناهنده شده و مردان با تفنگ در پشتبام پاسبانى مينمودند ، كردان گرد آنجا را فراگرفتند و در ميانه زدوخورد برخاست و چون كردان انبوه بودند مسيحيان مرگ را در پيش چشم ميديدند و نوميدانه مى - كوشيدند . ليكن در اين ميان دكتر پاكارد امريكايى كه با دو سه تن همراه از شهر بيرون رفته بوده از چگونگى آگاه گرديد و بجان خود نترسيده آهنگ آنجا كرد
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 607
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٠٧