و در سايه آشنايى و دوستى كه با برخى از سران كرد ميداشت توانست جلو جنگ را بگيرد و به درون ديه رفته و مسيحيان را ديده و آنانرا بدست برداشتن از جنگ و دادن تفنگ و فشنگ و بيرون آمدن از ديه واداشت و همه را همراه خود به شهر آورد و جان دو هزار تن را بازخريد .
اين داستان در روزهاى نخست در آمدن كردان بود . سىواند روز پس از آن در خود شهر داستان ديگرى رخداد . بدينسان كه شصت تن از سرشناسان آسورى را كه از سراى مسيونرهاى فرانسه بيرون كشيده و بند كرده بودند روز دوم اسفند ( 22 فوريه ) شبانه به بيرون شهر بردند و همه را تيرباران كردند . تنها يكتن از آنان از مرگ رها گرديد كه با زخميكه ميداشت شبانه خود را به مسيحيان رسانيد و چگونگى را بازگفت .
دو روز پس از آن داستان گلپاشان رو داد . اين ديه كه آبادى آسورىنشين بزرگى بود چون تركان با رومى درآمدند آسوريان نماينده فرستاده و براى خود زينهار گرفتند و چند تن سپاه عثمانى را با خود بديه بردند و بدينسان آسوده ميزيستند تا اينهنگام شبانه قوچعليخان با دستهاى از مجاهدان به آنجا رسيدند و بنام ميهمانى در خانهها فرود آمدند . ولى چون خوردند و آشاميدند از توانگران پانزده هزار تومان پول طلبيدند و چون ايشان نتوانستند اين اندازه پول گرد آورند چهل و پنج تن را گرفته و شبانه بيرون برده و تيرباران كردند . از اينان نيز چند تن رها شده و چگونگى را آگاهى دادند .
اينهاست آنچه فيليپ پرايس خبرنگار مانچستر گارديان و ديگران نوشتهاند و ما نيز آورديم « 1 » . در اينزمان در سراى بيمارستان آمريكايى بيست هزار تن از
هامش
( 1 ) پول شيمون نامى كه در تابستان سال 1294 بنام نمايندگى از مارشيمون رئيس آسوريان در لندن بود اين داستانها را با گزافههاى بيشترى در روزنامههاى انگليس پراكنده نموده و دروغگويى را تا آنجا رسانيده كه نوشته در گوگتپه كردان چند تن را آتش زده بسوزانيدند . در جاييكه داستان گوگتپه را هم دكتر پاكارد و هم فيليپ پرايس نوشتهاند و آنان از چنين كارى هرگز نام نمىبرند . داستان تاراج كردن آسوريان و آدم كشتن جلوها را كه فيليپ پرايس نوشته و در روزنامه چاپ شده اين پول شيمون به آن ايراد گرفته و گفته آسوريان چون پيروان مسيحند نتوانند دست بتاراج باز كنند و ما خواهيم ديد كه پيروان مسيح چه سياهكاريهايى كردهاند . رفتن پول شيمون بلندن براى همين بوده كه با اين دروغها اروپاييان را بدشمنى ايرانيان برانگيزد .