كيفر سختى بايستى و آنچه ميديدند و مىكشيدند كم بوده و آنچه دل مرا به درد ميآورد حال زنان و كودكانست كه گناهى نميداشتند .
اين درباره آسوريانست ، ارمنيان در اين جنگ بسوى فرانسه و انگليس گراييده و كميته داشناكسيون در نهان پيمانى با آنها بسته بوده ، ما نيز ايرادى نمىگيريم و سخن ما در دشمنى است كه با ايرانيان مىنمودند . كسانى كه قرنها در ايران زيسته و از همه خوشيها و آسودگيها بهرهمند شده بودند بدلخواه بيگانگان با همميهنان خود دشمنى نشان ميدادند . آندليرانى كه چند سال پيش در شورش آزادىخواهى ايران همدوش ايرانيان جانفشانىها نموده بودند اكنون بجاى آن بدخواهىها با مردم مينمودند .
چنان كه گفتيم پسنشينى روسيان ناگهانى بود ، از اينرو همگى مسيحيان آگاه نشدند و اگر شدند فرصت سفر نداشتند و از 45000 تن كمابيش كه شماره آنان در آن پيرامونها بوده تنها ده هزار تن يا كمتر با روسيان همراهى توانستند و ديگران كه بازماندند همين كه از چگونگى آگاه شدند و از آنسوى آمدن كردان و تركان را مىشنيدند در روستاها خانههاى خود را گزارده و با آنچه توانستند همراه آوردن از گاو و گوسفند و كاچال و خوراك رو به شهر نهادند و بباغ بيمارستان آمريكاييان درآمده و يا بسراى مسيونرهاى فرانسه پناهنده شدند . تنها دو ديه گوكتپه و گلپاشان تهى نشد كه داستان آنها را خواهيم ديد .
ايرانيان در اين هنگام نيز از دستگيرى و مهربانى بازنايستادند و بسيارى از ايشانرا چه در شهر و چه در روستاها بخانههاى خود آورده و بنگهدارى كوشيدند و در سلماس با ارمنيان همين رفتار را كردند . ما بيشتر اين آگاهيها را از روى نوشتههاى مسيحيان مىآوريم و همين را خود ايشان نوشتهاند « 1 » .
همين كه رفتن روسيان دانسته شد سپاه عثمانى كه در نزديكىها بودند رو بارومى
هامش
( 1 ) پس از بازگشت روسيان بارومى ( رضاييه ) مسيو نيكتين نامى كونسول روس دفترچهاى بانگليسى بچاپ رسانيده و پراكنده گردانيده كه در آن گفتارهايى از دكتر پاكارد امريكايى و از فيليب پرايس نماينده روزنامه مانچستر گارديان و از پول شيمون نامى گرد آورده شده . اين آگاهيها بيشتر از روى آن گفتارهاست .