گريختگان زيست مىكردند و چون جا بسيار تنك شده و خوراك نيز كم يافته مىشد كمكم بيماريها از تيفوييد و مانند آن در ميان ايشان پديد آمد و آمريكاييان جلوگيرى نتوانستند و از ايشان به شهر نيز رسيد و چه مسلمان و چه آسورى خانوادهها را فرا گرفت و انبوهى را بكشت . فيليپ پرايس مىنويسد : تنها از مسيحيان پنجهزار تن مردند و پيداست كه از مسلمانان چند برابر نابود شدند .
اينهاست بخشى از گزند و آسيبى كه شهر قشنگ ارومى ( رضاييه كنونى ) از رهگذر جنگ جهانگير مىيافت و خواهيم ديد كه چه گزندها و آسيبهاى ديگر در پى بوده .
در اينهنگام دولت ايران فرصت يافته ميكوشيد نيروى خود را در آذربايجان بيشتر گرداند و تا تواند دست روسيان را از كارهاى آنجا كوتاهتر كند و اين بود با گفتگو با روسيان چنين نهادند كه محمد حسن ميرزا برادر احمد شاه را كه فرمانروايى آذربايجان بنام او بود هم به آنجا فرستند و روسيان آن را بزيان خود نديده خرسندى دادند و محمد حسن ميرزا در بيست و هفتم بهمن از تهران روانه گرديد و گويا در آخرهاى اسفند بود كه به تبريز رسيد و با پيشواز باشكوهى كه مردم كردند به شهر آمد .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 609
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٠٩