گفتار هفتم دنباله جنگهاى روس و عثمانى در آذربايجان
چنان كه ديديم با همه بركنارى دولت ايران از جنگ اروپا آذربايجان يكى از ميدانهاى جنگ گرديد و روسيان و عثمانيان هر يكى نيمى از آن را داشتند . نيز ديديم روسيان چون در سارى قميش شكستى يافته و پسنشسته بودند در آذربايجان نيز سپاه خود را از تبريز و ارومى پس كشيدند و پس از دو هفته چون دوباره در سارى قميش باز گشته بودند بژنرال چرنوزوبف نيز دستور بازگشتن دادند و او در سوى تبريز بجنگ برخاسته و عثمانيانرا از اينشهر بيرون راند ، ولى در سوى ارومى ژنرال نظربيگف كه فرمانده سپاه خوى بود همچنان در آنجا نشست و با عثمانيان بجنگى برنخاست و بود تا روز نهم بهمن بهمدستى سواره و پيادهاى كه از صوفيان به يارى او رسيده بودند بجنگ برخاست و عثمانيان را از ديلمگان بيرون كرد و خود آنجا را نشيمنگاه ساخت .
پس از آن دوباره جنگ فرونشست و دو سوى در برابر هم آرام ايستادند و ما اگر در آخر اسفندماه 1293 كه هفتماه كمابيش از آغاز جنگ ميگذشت بآذربايجان نگريم و حال دو سو را بسنجيم روسيان با سالدات و قزاق و توپخانههاى خود در جلفا و خوى تا نيمه راه قتور پهن شده و ديلمگانرا نيز در دست ميداشتند و از آنسوى در شرق درياچه ارومى مرند و صوفيان و تبريز را گرفته و تا مراغه پيش ميرفتند . در برابر ايشان عثمانيان ارومى و پيرامونهاى آن را گرفته و در مهاباد نيز دستههايى از ايشان و از كردان و از مجاهدان ايرانى ميايستادند .
تا آغاز سال نو 1294 در اينحال بودند . در فروردين اين سال يك لشگر بزرگى كه از استانبول فرستاده شده و چند ماه راه پيموده بودند بمرز ايران رسيدند و يكدسته