شكست عثمانيان و بازگشت ايشان در هفتم ديماه بود . اما از سوى بانه و ساوجبلاغ چنان كه گفتيم از آنجا نيز فشنگچى و ديگر مجاهدان آذربايجان با همدستى كردان با روسيان زد و خورد مىكردند و در اين ميان سپاه عثمانى نيز رسيد . روسيان براى جلوگيرى از آنها صمد خان را از تفليس آوردند تا با دست او سپاهى از ايران پديد آورند .
صمد خان روز چهارم آذرماه ناگهان با اتومبيل به تبريز درآمده در كونسولگرى روس پياده گرديد و همانروز يا فرداى آن روانه مراغه شده در آنجا بگرد آوردن سواره و پياده كوشيد و چون بسيارى از سران مراغه و سراب و آن پيرامونها هوادار وى بودند در اندك زمانى دستههاى بزرگى فراهم گردانيد و از اينسوى روسيان سالدات و قزاق به يارى او فرستادند و توپ و قورخانه نيز رسانيدند و بدينسان در نزديكيهاى مياندوآب لشگرگاه ساختند و در برابر مجاهدان ايران و سپاه عثمانى كه از سوى ساوجبلاغ پيش مىآمدند ايستادند . از آنسوى نخست نامهاى بصمد خان نوشته به او پند دادند و بسوى خود خواندند و چون نتيجه نداد ناگزير پيش آمدند و در آخرهاى آذرماه بود كه دو سپاه بهم رسيدند و بجنگ پرداختند . چنان كه گفته ميشد صمد خان و روسيان نزديك به چهار هزار تن سپاه و ده دستگاه توپ با خود ميداشتند با اينهمه چون كارزار آغازيد چند ساعت بيشتر نكشيد كه شكست خوردند و پس از آنكه بسيارى از ايشان كشته گرديد توپها را نهاده روى بگريز نهادند . از كسانى كه كشته گرديدند يكى كونسول روس در ساوجبلاغ بود . صمد خان جان بدر برده و خود را به تبريز رسانيد .
از آنسوى چون آگاهى از شكست ايشان بمياندوآب رسيد مردم از ترس آزار و گزند كردان خانههاى خود را رها كرده با پاى پياده رو بتبريز آوردند و دسته انبوهى از زنان و فرزندان خود را برود جغاتو انداختند و چون بيرون آمدن نتوانستند همگى نابود شدند و كردان از پشت سر رسيده مياندوآب را تاراج كردند و چيزى بازنگزاردند بدينسان مياندوآب از شومى صمد خان و روسيان گزند بسيار ديد .
فردا عثمانيان و مجاهدان آهنگ مراغه كردند و چون مردم اينشهر به پيشواز درآمده و خود راهنماى سپاه شده بودند در اينجا از تاراج جلوگيرى و تنها به بيست
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 602
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٠٢