تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
جدايى در ميان سنى و شيعى و مسلمان و آسورى گزارنده ده ديه را تاراج كرده و از كشتار نيز دست بازنداشتند . آسيب‌ديدگان پريشان و نالان به شهر ارومى ريختند و كردان تا ديرى در آن پيرامون چيره بودند تا روسيان سپاه فرستادند و با خونريزى بسيار بيرونشان كردند . چنان كه روسيان ميگفتند در ميان كشتگان كسانى را از سپاه عثمانى ديده بودند . در اينميان دولت ايران با روس و عثمانى بگفتگو پرداخته از روسيان خواست كه سپاه خود را از شهرهاى ايران بازخواهند و بهانه بدست ديگران ندهند ، و از عثمانى خواهش كرد كه از آشوب كردان و گرد آمدن سپاهيان در سر مرز ايران جلو گيرند . اينان پاسخ داده گفتند اگر روسيان سپاه خود را از آذربايجان بازگردانند ما خواهش دولت ايرانرا بخشنودى خواهيم پذيرفت . ولى روسيان بهانه آورده چنين گفتند : ما سپاه خود را از آذربايجان بازگردانيده‌ايم و جز دسته‌هاى اندكى در آنجا نمانده و آنها نيز براى نگاهدارى بستگان خودمان ميباشند . بدينسان خواهشهاى دولت بىنتيجه گرديد ، و عثمانيان كار خود را دنبال كردند و روسيان نيز نيروى تازه ديگرى از سواره و پياده و توپخانه بآذربايجان آوردند و در چندجا كه تبريز و خوى و ديلمان و ارومى باشد جايگاه خود را استوار گردانيدند و بمراغه و ماكو و ساوجبلاغ نيز دسته‌هايى را فرستادند . فرماندهى اين دسته با ژنرال چرنوزوبف بود . در اينميان عثمانيان بجنگ برخاستند و در ميان ايشان با روسيان ميدان كارزارى كه از بالاى قفقاز گرفته تا آخر آذربايجان ميرسيد بازگرديد و در سراسر اين ميدان عثمانيان بتاخت و پيشرفت پرداختند . در آذربايجان چنان كه گفتيم جنگ از دوجا آغاز شد كه يكى از مرز بازرگان و از سوى ارومى و ديگرى از مرز بانه و سوى ساوجبلاغ بود ، و در هردو جا پيشگام مجاهدان ايران و كردان بودند و سپاهيان عثمانى از پشت رسيدند . جنگ بازرگان و آنسوى را از زبان خود امير حشمت « 1 » مىآوريم . چنين ميگويد .
هامش
( 1 ) آقاى ابو الحسن نيسارى كه اكنون در تهران مىنشيند .