با نقشهاى كه آلمانيان درباره افغانستان و هندوستان داشتند و شورانيدن آنجا را مى - خواستند و ميبايست از ايران راه به آنجا باز كنند ، ديگرى اينكه زورگوييها و دژ - رفتاريهاى روسيان در هشت سال گذشته و همدستى انگليسيان با آنان دلهاى ايرانيانرا پر از كينه آنان گردانيده و اين از دشوارترين چيزها بود كه در اين هنگام شور و آشوب جهان آرام ايستند . بويژه با عنوان « اتحاد اسلام » كه از ساليان دراز پيدا شده و آوازه آن به گوش همگى ايرانيان رسيده و در اينهنگام ترانه آن با شور ديگرى سروده مىشد و انبوه ايرانيانرا تكان ميداد .
بدتر از اينها آنكه اين دو چيز كه با بركنارى ايران نمىساخت خود آنها نيز آخشيج يكديگر مىبود و هريكى ايرانرا بسوى ديگر مىكشيد ، زيرا بودن روسيان در شمال ايران و چيرگى آنان و انگليسيان و اينكه ايرانرا تاب جنگ با آنان نبود چنين مىخواست كه ايران بسوى آنان گرايد و با بستن پيمانى و گرفتن پولها و افزارهايى بيرون رفتن روسيانرا از ايران و بهم زدن پيماننامه 1907 و مانند اينها را شرط كند ، ولى دلآزردگى توده از روسيان و همدستان ايشان و گراييدنشان به عثمانى چنان مىخواست كه ايران بسوى آلمان گرايد و با آنان پيمانى بندد .
پيداست كه اگر دولت توانا بودى اين توانستى كه بر هر دوى اينها فيروز درآيد و سياست بركنارى خود را پيش برد ، ولى افسوس كه چنين دولتى هم نبود و در چنين هنگام سختى هركابينه كه مىآمد جز چند ماهى نمىايستاد و بىآنكه كارى انجام دهد مىافتاد و اين شگفت كه بار ديگر همانكسان به روى كار مىآمدند و تنها به اين بس مى - كردند كه وزارتخانه خود را عوض كنند . نه آن ميتوانستند كه كارى كنند و نه اينكه خود را بكنارى كشند و ما كه اندكى از پس پردهها آگاهيم نيك ميدانيم كه انگيزه اين رفتار ايشان چه بوده . از آنسوى توده چون بجنبشى برخاست و سردستگان و پيشروان از تهران و ديگر جاها بتكان آمدند جز درماندگى و كارندانى از خود نشان ندادند و به اندازه دهيك جنبش آغاز مشروطه فيروزى نيافتند .
ما براست ميداريم كه كار بسى سخت بوده و دشمنان ايران سالها كوشيده و دولت
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 589
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٨٩