گفتار پنجم جنگ جهانگير اروپا و پيشآمدهاى ايران
كنون بسرگذشت ايران در زمان جنگ جهانگير اروپا ميرسيم . در روزگار اين جنگ با اينكه ايران خود را بر كنار گرفت و بىيكسويى ( بيطرفى ) نمود در سايه ناتوانى دولت زيانهاى بسيار ديد و شمال و جنوب و شرق و غرب كشور ميدان تاخت و تاز سپاهيان خودى و بيگانه گرديد و رشته كارها بيشتر از هم گسيخت . بويژه در آذربايجان كه خونهاى بسيارى ريخته شد و بيدادگريهاى بسيار رخداد . اگرچه در ميان آن جنگ روسيان از خاك ايران بيرون رفتند و اين خود نتيجه بسيار نيكى بود ، ليكن گزندهايى كه كشور بويژه آذربايجان در چهار سال روزگار جنگ ديد آن نيز زيان بسيار بزرگى بود .
ما از خود آن جنگ سخن نخواهيم راند . از آن سخنان بسيار رانده و كتابهاى فراوان در پيرامونش نوشتهاند . ما تنها اينرا ميگوييم كه اين جنگ يك پيشآمد ناگهانى نبود و از ديرزمان زمينه آن آماده گرديده و هميشه بيم رو دادنش ميرفت .
از ديرزمان دولتهاى بزرگ اروپا به دو دسته گرديده و انگليس و فرانسه و روس از يكسو ، و آلمان و اتريش و ايتاليا از سوى ديگر در برابر هم ايستاده و همواره كشاكشهاى سياسى باهم ميداشتند و در نهان و آشكار بآمادگى مىكوشيدند ، و اين ناگزير بخونريزى خواستى انجاميد . در آن هنگام گفتگو بسيار شده از اينكه كدام يكى از دولتها جنگ را ميخواست و آن را پيش آورد و هرسويى گناه را به گردن ديگرى انداخته ، ولى امروز رازهاى آنروزى بيرون افتاده و ما نيك ميدانيم كه دولتهاى بزرگ همگى