روزنامههاى تهران كه بآذربايجان ميرسيد چون گاهى سخن از آذربايجان مىراندند و بآذربايجانيها اميد ميدادند صمد خان از آنها جلوگيرى كرد و آگهى در شهر پراكنده گردانيد كه كسى آنها را نپذيرد و ندارد و نخواند . با اينهمه كسانى از آزاديخواهان نهانى با روزنامهاى تهران و ديگر جاها نامهنويسى ميكردند و سياه - كاريهاى صمد خانرا مينوشتند .
در آخرهاى خردادماه داستان گرفتارى آقا ميرزا حسين واعظ پيش آمد ، اينمرد چنان كه نوشتهايم يكى از پيشگامان آزاديخواهى و يكى از واعظان بنام مشروطه بشمار ميرفت ، زيرا در شهريور 1285 ( رجب 1324 ) كه يكدسته از تبريز به كونسولخانه انگليس رفته و بنياد شورش را گزاردند ميرزا حسين در ميان ايشان بود و ده روز كه مردم در كونسولخانه بودند و كسانى در برابر آنان ايستاده و گفتار مى - راندند و معنى مشروطه و آزادى را باز مىنمودند يكى از آنكسان همين بود و سپس چون مظفر الدينشاه مشروطه را داد و از شهرها نمايندگان براى دار الشورى فرستاده ميشد و در تبريز شور و تكان روزبروز فزونتر ميگرديد و چنان نهادند كه چند مسجد بزرگ را در ميان شهر برگزينند و روزهاى آدينه مردم در آنها گرد آيند و در هر يكى واعظى بالاى منبر رود و بمردم سخن گويد چند تن را كه براى اين كار برگزيدند بنامان آنان يكى شادروان شيخ سليم و ديگرى آقا ميرزا جواد ناطق و ديگرى آقا ميرزا حسين بود . اين در مسجد بزرگ ميرزا مهدى بمنبر ميرفت و مردم در پاى منبراين بيشتر انبوه ميشدند و من نيك ياد ميدارم كه مسجد پر ميشدى و در بيرون در نيز كسانى ايستادى ، و چون روزهايى بود كه « مركز غيبى » به پديد آوردن دسته مجاهدان مى - كوشيد اين واعظان هم بيشتر از تفنگ گرفتن و مشق سربازى كردن و اين گونه چيزها سخن مىراندند ، و تو گويى خدا آواز گيراى ميرزا حسين را براى پيشرفت كار مشروطه آفريده بود كه بدانسان دلها را تكان ميدادى .
كوتاه سخن در سالهاى يكم و دوم مشروطه آقا ميرزا حسين يكى از پيشاهنگان بنام شمرده مىشد ، ولى در سال سوم در آن جنگها و ايستادگيهاى گردانهء تبريز واعظان ديگرى از شادروان حاج شيخ على اصغر و آقا ميرزا على ويجويه و آقا مير
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 562
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٦٢