گفتار سوم كابينه علاء السلطنه و كارهاى آن
كنون بتهران بازميگرديم : چنان كه گفتيم در آخرهاى ديماه ( 1291 ) كابينه حاجى نجفقليخان افتاده و كابينه علاء السلطنه ، بىآنكه كسى از بختياريان در آن باشد ، به روى كار آمد . اين كابينه با دشواريهاى كمترى روبرو نگرديد و در گام نخست دو گرفتارى بزرگى را در برابر خود ديد : يكى داستان امتياز راهآهن جلفا و تبريز كه گفتيم روسيان ميخواستند و گفتگويش از پيش آغازيده بود . ديگرى داستان ناايمنى راههاى جنوب و كشته شدن كاپتين اكفورد در شكار كه انگليسيان همان را عنوان كرده سختگيريها مينمودند و در پارلمان خود در اين زمينه گفتگو بميان ميآوردند و يكى از نمايندگان پيشنهاد ميكرد كه براى سركوب راهزنان دستهاى از هند فرستاده شود و ديگرى پيشنهاد مينمود دسته ژاندارمى بسركردگى انگليسيان پديد آورده شود و روزنامه تيمس در اين زمينهها گفتارهاى پياپى مينوشت شگفت آنكه لرد لامينگتون نماينده پارلمان و سركميته ايران كه يكى از هواداران ايران شناخته شده و چنان كه نوشتهايم مجلس دوم در نشست تاريخى خود در روز 24 آبانماه 1288 در ميان ارجشناسى از بنيادگزاران آزادى ايران ازو و از همدستان او مستر لنچ و پرفسور براون ارجشناسى نمود پس از پيشآمد التماتوم او بايران آمده و گردشى كرده و اين زمان تازه بلندن بازگشته بود و در زمانيكه اميد هواخواهى و ياورى ازو ميرفت ناگهان انديشه ديگر كرده و او نيز از آشفتگى راههاى جنوب سخن رانده و چنين ميگفت سركردگان سوئد به اندازه انگليسيان به ايران آشنايى نميدارند