تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
كريم پيش آمده و از ميرزا حسين گرمى ديده نميشد و پس از آن نيز با آنكه نماينده انجمن ايالتى مىبود جز سردى نشان نميداد ، و چون در 1290 كشاكش التماتوم پيش آمد و سپس با روسيان جنگ رخ داد آقا ميرزا حسين بيكبار بر كنار مىبود و چنان كه خودش بازگفته شبى كه با روسيان جنگ رخ داد او در ميهمانى بوده كه فردا از آنجا خود را به خانه مىرساند و بيرون نمىآيد تا هنگامى كه روسيان چيره ميگردند و مجاهدان از شهر بيرون مىروند و روسيان بدستگيرى اين و آن مىپردازند و او چون اينها را مىشنود نهانى از خانه بيرون ميرود و در خانه يكى از دوستانش پنهان مىشود كه زمان بس ديرى در آنجا مىماند و با همه جستجو كس پى بجايگاه او نمىبرد و همگى مىپندارند او نيز گريخته و از شهر بيرون رفته . اينست آقا ميرزا حسين ايمن مىگردد و باز به خانه خود بازگشته در نزد خانواده خود مىزيد ولى يك بيباكى پرده از روى كار او برميدارد و ناگزيرش ميگرداند كه بيرون آيد و با پاى خود نزد صمد خان شتابد . چگونگى آنكه همسر او بارور مىگردد و چون داستان نهان كردنى نبوده مردم از آن آگاه ميگردند و آقا ميرزا حسين چنين مىانديشد كه ميانجى بنزد صمد خان فرستد و از او ايمنى گيرد و خود بيرون آيد . حاجى على آقا كمپانى كه صمد خان با خاندان ايشان آشنايى ديرين ميداشت بميانجيگرى برخاست و صمد خان خواهش او را پذيرفت و چنين نهاده شد كه آقا ميرزا حسين بيرون آيد و نزد صمد خان برود ، و در اين ميان آماده سفر گردد كه هرچه زودتر از آذربايجان بيرون رود . اين نهش به كار رفت ولى پيش از آنكه ميرزا حسين از تبريز بيرون رود روسيان از چگونگى آگاه شدند و بآزادى وى خرسندى ندادند و از صمد خان او را خواستند . صمد خان ناگزير شده او را بكونسولخانه فرستاد كه چند روزى در آنجا نگاهداشتند و سپس گويا روز هفتم تيرماه بود كه با يك دسته سالدات روانه خوى گردانيدند تا در آنجا در دادگاه بگناهش رسيدگى كنند . اين پيش‌آمد بر تبريزيان بويژه بآزاديخواهان بس سخت افتاد و دلسوزى بى