داشتند از ميهماننوازى بازنايستادند و سردار و سالار بديدن سردار روس ( جنرال اسنارسكى ) شتافتند و به همه مجاهدان و ديگران دستور دادند كه بآرامش گراييده هيچگونه تكانى از خود نشان ندهند . و چون در همانروزها محمد عليميرزا دوباره مشروطه را پذيرفت و دستخطها بيرون داد و لشكرهايى كه در بيرون تبريز بودند دسته دسته پراكنده شدند و از هر باره ايمنى پديد آمد انجمن ايالتى و نايب الاياله بر آن شدند كه مجاهدان نيز تفنك و ابزار جنگ از خود دور كرده هر كسى دنبال كار خود باشد و با سردستگان بگفتگو پرداختند .
در اين ميان كمكم از روسيان رفتارهاى ديگرى ديده ميشد . زيرا با زبانى كه داده بودند كه درون شهر نيايند چند روز نگذشت كه دستههايى از سالدات را به شهر آورده در خانههاى بصير السلطنه در نزديكى انجمن ايالتى جا دادند و اينان كه در شهر مىگرديدند با مردمآزار دريغ نمىگفتند . روز نوزدهم ارديبهشت چنين گفتند كه سالداتى بر پشتبام كشيك مىكشيده و ناگهان يك گلوله هوايى به او رسيده و بازويش را زخمى نموده و سالداتها اين را دستاويز گرفته از پشتبام بهر سوى شهر شليك آغاز نمودند چنان كه يكى از آن گلولهها در گورستان گجل حاجى محمد صادق نامى را به خاك انداخت و سراسر شهر پر از بيم گرديده مردم در كار خود فروماندند . با آنكه دانسته نبود گلوله هوايى از كجا آمده و كه آن را انداخته و چهبسا خود سالداتها آن را انداخته بودند و بهرحال زيان آن بيش از زخمى شدن بازوى يك سالداتى نبود و بكيفر آن سالداتها يكمرد بيگناهى را به خاك انداخته و سراسر شهر را پر از بيم ساخته بودند با اينهمه جنرال اسنارسكى آن را بهانه گرفته از تبريزيان ده هزار تومان خواست كه چهل و هشت ساعته بپردازند و در اينباره تندى و درشتى از اندازه گذرانيده و نايب الاياله ناگزير شده سه هزار تومان از مردم گرد آورده پيش از آنكه چهل و هشت ساعت بپايان رسد براى جنرال روسى فرستاد .
اين نخستين درشتى و دژخويى بود كه از ميهمانان سر زد و جاى افسوس است كه يكرشته دژخوييهاى ديگر پشتسر خود داشت .
روز بيستوسوم اردىبهشت از سوى انجمن ايالتى و نايب الاياله آگاهى داده
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 37
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٧