تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
شد كه مجاهدان تا هنگام ظهر تفنگ و فشنگ را از خود دور نمايند و پس از آنساعت كسى با ابزار جنگ در بيرون ديده نشود . مجاهدان كه شماره‌شان فزونتر از بيست هزار تن و بيشتر ايشان جوانان بيباك و گردنكش بودند از روى تربيتى كه در آن يازده ماه يافته و هميشه دستورهاى سردستگان را بخرسندى مىپذيرفتند اين فرمان را نيز با همه سختى كه داشت به آسانى پذيرفته و دسته‌دسته بسوى خانه‌هاى خود مىرفتند كه ابزار جنگ فروگزارند و رخت ديگرگونه نمايند و بيشتر ايشان تفنگ از ارك گرفته بودند كه بايستى به آنجا بازسپارند در اين گرماگرم هنوز يك ساعت‌ونيم پيش از ظهر بود كه ناگهان سپاهيان روسى بكوچه و بازار ريخته هر كسى را با تفنگ و طپانچه ديدند جلوش را گرفتند و با درشتى و دژآهنگى كه ويژه سالدات آن روزى روس بود تفنگ و فشنگ از دست او درآوردند و در اينميان از ساعت و پول نيز چشم نميپوشيدند . اگر كسان ديگرى جز از مجاهدان دورانديش تبريز بود چنين كارى جز با خونريزى انجام نمى - يافت . ولى مجاهدان شكيبائى نموده خشم فروميخوردند و مردم از دور و نزديك دندان بهم فشرده جز خاموشى چاره نميشناختند . انجمن و نايب الاياله دستور برداشتن سنگرها را نيز داده بودند . روسيان به اين كار هم دست انداخته از همان روز آغاز كردند و در محله‌ها سنگرها را با ديناميت برمىانداختند و چه‌بسا در اين ميان خانهاى پيرامون را نيز ويرانه مينمودند و چون يكرشته از سنگرها در محله خيابان بود روز بيست‌وپنجم اردىبهشت يكدسته سالدات با سه دستگاه توپ ناگهان به آنجا درآمدند و چون از رهگذر سالار نگران بودند نخست توپى را در برابر خانه او به پشت‌بام دكان نانوايى كشيده و دو توپ ديگر را در كوچه - هاى پيرامون روبسوى آنخانه استوار نمودند و سپس دست به كار زده يكايك سنگرها را با ديناميت برانداختند و در اين ميان سيمهاى تلگراف را هم پاره كردند . پيداست سالار و ديگران چه تلخى ميكشيدند ولى چون ميدانستند روسيان در پى بهانه‌اند هيچگونه تكانى به خود ندادند . بدينسان هر روز از يك گوشه شهر پياپى آواز ديناميت شنيده ميشد و گردوخاك به هوا برميخاست . در همانروزها از سوى ديگر ميانه لشگرگاه خود در بيرون شهر و قونسولگرى