در درون شهر سيم تلفون مىكشيدند و اين كار را كه مىتوانستند از شركت تلفون در - خواست كنند خودشان انجام ميدادند . سالداتها ببهانه گذراندن سيم ناگهان به خانه - ها درآمده بر پشت بامها مىجهيدند و با خداوندان خانه هيچگونه درشتى و دژخويى دريغ نمىگفتند . در اين سيمكشى از تيرهاى شركت تلفون بهرهجويى نموده و اين نميخواستند بارى از آن دستورى طلبند و يا پيام سپاسى بفرستند و اين شگفتتر كه قونسول نامه نوشته از نايب الاياله پاسبانى اين سيم را خواستار ميشد .
انجمن ايالتى بر اين رفتارهاى نابجا ايراد گرفته از پيام فرستادن و نامه نوشتن بازنمىايستاد و چون درباره درآمدن سالداتها بدرون شهر بگفتگو پرداخت قونسول روس زبان داد كه بيش از 179 تن كه از روزهاى نخست بدرون شهر آمدهاند ديگران همه در بيرون باشند ولى در همان روزها 25 تن ديگر را بر شماره شهريان افزود . از آنسوى اين اندازه را كه در شهر جا داده بودند هر روز آنها را دستهدسته در كوچهها و بازارها مىگردانيدند . پياپى آواز سرود و هوراى سالداتها بود كه از اين گوشه و آن گوشه شهر شنيده ميشد و چون پنجروز مىگذشت اين دسته را بيرون فرستاده دسته ديگرى را مىآوردند و بدينسان كوچهها و راههاى شهر را بهمگى آنان نشان مىدادند .
از روزيكه رسيده بودند يكدسته مهندس با چند تن سالدات كوچهها را گرديده نقشهبردارى مينمودند . انجمن در اينباره هم با قونسول روس گفتگو كرد و او با بودن قونسول انگليس زبان داد جلوگيرى نمايد ولى ننمود و كار نقشهبردارى همچنان پيش رفت . كمكم در اين اندازه هم نايستاده به كارهاى بدترى برخاستند چنان كه كسانى از سركردگان بسر خود بشمس العماره درآمده تا پشتبام آنجا را تماشا نمودند . با ارك نيز همين رفتار را كردند . قونسول نامه بنايب الاياله نوشته ازو فهرست توپها و قورخانه را خواست و اينكه آيا چند دستگاه توپ بارك فرستاده شده است و اينها را با زبانى مىپرسيد كه گفتيى توپ و قورخانه از آن خود او مىباشد آيا يكدسته سپاهيان بيگانه در يك كشور آزادى رفتارشان چنين بايستى بود ؟ ! .
گذشته از بستگان روسى كه مسلمان و ترسا در هر گوشه آذربايجان بفراوانى
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٩