تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦

گفتار ششم بدرفتاريهاى روسيان در آذربايجان

چگونگى در آمدن روسيان را به تبريز در بخش دوم « 1 » نگاشتيم و چنان كه در آنجا گفتيم دستاويز ايشان براى اين كار رسانيدن گندم به شهر و بازنمودن راهها بود و پيش از آنكه دسته‌هاى سپاه از جلفا بگذرند دو قونسول روس و انگليس نامه بانجمن فرستاده و در آن آشكاره نوشتند كه « پس از اعاده آسايش و آسودگى و امنيت اين قوه بدون تأخير و شرط و بدون اينكه در آتيه از اولياى دولت ايران ادعايى نمايد خاك ايرانرا ترك و بروسيه مراجعت خواهد كرد » . هم در آنجا گفتيم كه تبريزيان با آن گرفتارى سختى كه داشتند بآمدن سپاه بيگانه خرسندى نداده نمايندگانى بقونسولخانه‌ها فرستاده خواستار شدند دو دولت را كارى بكشاكش ايرانيان با پادشاه ايران نباشد . از اينسوى همه سردستگان بتلگرافخانه شتافته با محمد على ميرزا گفتگوى آشتى بميان آوردند تا راه شهر باز گردد و بهانه همسايگان از ميان برخيزد . نيز بهنگاميكه سپاهيان روس بر سر پل جلفا رسيدند آقاى ميرزا نور اللّه خان يكانى با دسته‌اى از تفنگداران كه نگهدارى آنجا را داشتند دليرانه جلو آنانرا گرفتند و با تلگراف چگونگى را به تبريز آگاهى دادند و تا از انجمن دستور نرسيد راه به روى ايشان باز ننمودند و انجمن اين را مىانديشيد كه آن سپاه گندم به شهر رسانيده باز خواهند گشت و سخت پرهيز ميكرد كار را با دولت روس بجنگ بكشاند . بدين عنوان بود كه سپاهيان روس بآذربايجان درآمدند و چون پيرامون تبريز رسيدند در بيرون شهر در آنسوى پل آجى لشكرگاه ساختند و قونسول روس زبان داد كه هيچگاه بدون شهر نيايند . تبريزيان با همه دلتنگى كه از رسيدن چنان ميهمانانى
هامش
( 1 ) بخش سوم از تاريخ مشروطه تأليف نويسند .