تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
بودند و در اين هنگام ميدان يافته چيرگى مينمودند و بر مردم برترى مىفروختند قونسول در تازه‌اى بازنموده يكدسته از ايرانيان را بسوى خود كشيده وزير نگهدارى دولت امپراتورى نشان ميداد و از آنان هيچگونه هوادارى دريغ نمىگفت و اين از بهر آن بود كه هر كجا مرد بدنهاد مردم آزاريست خود را بقونسولگرى بسته دست آزار و چيرگى بر ايرانيان بازدارد چنان كه اين نتيجه از همان روزها پديدار گرديد . سالدات و قزاق گذشته از گردشهايى كه با دستور سركردگان سرودخوانان مينمودند و چه‌بسا توپخانه نيز پشت‌سر خود مىانداختند خود ايشان بهنگام بيكارى هرچند تن دسته‌اى شده بگردش برمىخاستند و تا دورترين گوشه‌هاى شهر مىرفتند و در اين گردشها چون بيكبار خود سر بودند و كسى از ايشان بازپرسى نميكرد بمردم پيچيدگى بسيار مينمودند و چون بروستاييان مىرسيدند بر كلاه و رخت ايشان ريشخند مىكردند . در گذشتن از بازار دست يازيده از دكانها خوردنى مير بودند . قزاقان در كوچه‌ها بيباكانه اسب تاخته چه‌بسا بينوايانى را زير پاى اسب مىگزاردند . در خانه بصير السلطنه كه بودند از پشت‌بام بخانه‌هاى همسايه‌ها مىرفتند و هرچه ميخواستند برميداشتند . انجمن پيشنهاد كرده بود افيسران كه شب بيرون مىآيند نام شب بگيرند ، قونسول نخست آن را پذيرفت ولى سپس از اينكه از افيسران نام شب خواسته مىشد گله بنايب الاياله نوشت و سخت ايستادگى داشت كه روسيان در آمدوشد شبانه آزاد باشند . از اين گونه چندان فراوانست كه با نوشتن بجايى نرسد در همان روزها در تبريز دفترچهء در اين‌باره نوشته و چاپ كرده‌اند كه فهرست بدرفتاريهاى يك ماهه هجده صفحه را پر ساخته است « 1 » در آغازهاى خرداد دو كار از روسيان سراسر شهر را تكان داد : يكى دستگير كردن حاج شيخ على اصغر ليلاوايى و دو ديگر گرفتن يوسف حكماوارى و همراهان او
هامش
( 1 ) در اين هنگام در تبريز روزنامها بيرون نمىآمد اينست آن را دفترچه نموده چاپ كرده‌اند . خود فارسى آن در حبل المتين كلكته و مكافات خوى و ديگر روزنامها آورده شده ، پرفسور بروان هم ترجمه آن را آورده و ما در اينجا از كتاب براون بهره‌جويى كرديم .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 40 | احمد كسروى تبريزى