همچنان پيش ميرفت چه مردان كاردان و بزرگى كه نمىپرورد . از اين انديشهها نمايندگان روس و انگليس محمد على ميرزا را به دادن مشروطه واميداشتند تا آبها از آسيابها افتاده ديگر عنوانى براى شورش و جنبش بازنماند و از آنسوى از محمد على ميرزا نگهدارى مينمودند تا كارها يكرويه نگردد و راه پيشرفت توده هموار و آسان نباشد . نيز مىكوشيدند كشاكش با گفتگو و آشتى بپايان آيد تا شورشيان و گردن فرازان خود را بپايتخت نرسانند و خاندانهاى كهن دربارى را كه هميشه ابزار كار بيگانگان بودند انداخته خودشان جاى ايشان را نگيرند و اين همان آرزوييست كه خود آنخاندانها داشتند و چنان كه گفتيم در راه آن تلاش مينمودند . اينكه بيرون كردن امير بهادر و مشير السلطنه از دربار خواسته ميشد از بهر آن بود كه اينان در دشمنى با مشروطه پردهدرى كرده و چنان بودند كه ديگر نمىتوانستند از باغشاه بيرون آمده در بهارستان جا گزينند و به كار مقصوديكه در ميان بود نميخوردند . اما مشروطهطلبان از ايشان هم كسانى به كار مىخورد كه جانفشانى ننموده و جز خودنمايى و رويهكارى هنرى نداشته باشند و هرگاه براستى مشروطه را دوست دارند آسايش و شكوه خود را بيشتر از آن دوست دارند . كسانى همچون ستار خان و حيدر عمو اغلى و يار محمد خان و معز السلطان اين شايستگى را نداشتند و خواهيم ديد با اينان چه رفتارى پيش گرفتند و همه را از پا انداختند .
از گفتار خود دور نيفتيم : از روزيكه محمد عليميرزا دوباره مشروطه را پذيرفت تا يك ماه بيشتر آزاديخواهان دودل مىزيستند و اينست از قزوين و اسپهان گامى اينسوتر نمىگزاردند ولى كمكم پيشآمدهايى ايشان را از دودلى بيرون آورد . چه از يكسو درخواستهايى كه آزاديخواهان از محمد على ميرزا كرده بودند بسيارى از آنها ناانجام ماند و خود پيدا بود اگرچه مشروطه داده شده و مجلس نيز بازخواهد گرديد بهرحال محمد على ميرزا دربار خود را چنان كه بود نگه خواهد داشت . از سوى ديگر سپاهيان روس در آذربايجان و خراسان بدرفتارى از اندازه بيرون ميكردند و چون آزاديخواهان چنين پنداشته بودند آمدن ايشان به خواهش محمد على ميرزا و از بهر استوارى كاه او بوده از اين رهگذر گناه ايشان را هم به گردن دربار مىنهادند
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٣