خواستندى ؟ ! آيا اين شايسته بود كه وزيران بنام كينهجويى از يكمشت ديموكرات از سود كشور چشم پوشند ؟ !
اينها ايرادهاييست كه ما بناصر الملك و همدستان او ميگيريم و هميشه در تاريخ بازخواهد ماند . اين كار آقاى ناصر الملك و وزيران او كه بخيره مجلس را بستند آن داستانرا به ياد ما ميآورد كه چند ماه پيش هنگاميكه روسيان تازه از ايران رنجيدگى مينمودند مسيو نراتوف جانشين وزير خارجه روس با مستر اوبرون نماينده سياسى انگليس در پترسبورغ درباره كارهاى ايران گفتگو كرده و از نيرومندى مجلس شوراى ايران و بيدارى آن در كارهاى سياسى رنجيدگى نموده ميگفت : « بايد مجلس انجمنى باشد كه به كار قانونگزارى پردازد ( از سياست بر كنار باشد ) » نيز ميگفت : « بايد مجلس سنا باز نموده اختيار نايب السلطنه را بيشتر گردانيد » .
در روزهاييكه هنوز مجلس ايستادگى مينمود وزير مختار روس در يكى از تلگرافهاى خود به پترسبورگ چنين ميگويد :
« اگر دولت ايران با پذيرفتن همه التماتوم خرسندى ما را فراهم آورد باز ما بايد از پيشرفت سپاهيان خود سود جسته بهرهمنديهاى خود را در ايران در زمانهاى آينده بيكرويه ايمنى بخشى آوريم . مجلس و اين گونه فرمانروايى ( مشروطه ) پس از آنكه وام گرفتن از ما را كه گفتگو هاى ديپلماسى درباره آن بپايان رسيده بود نپذيرفت ديگر جاى اميدى باز نمىگزارد . . . بايد بيرون كردن شوستر توام باشد با ديگر شدن فرمانروايى ( حكومت ) . . . پس از اين پيشآمد بايد در ايران يك فرمانروايى باشد كه با دولت روس دوست ، و با انجام گرفتن همه گفتگوها بسود آندولت همداستان باشد » « 1 » .
اين تلگراف آشكاره مىرساند كه روسيان گذشته از آنچه كه در بيرون و بنام التماتوم از كشور آزاد ايران مىخواستهاند در نهان نيز درخواستهايى ميداشتهاند ، و ما چون اين تلگراف را با بستن مجلس و پيشآمدهاى ديگرى پس از آن مىسنجيم ناگزير ميشويم باور كنيم كه ميانه سررشتهداران آنروزى با روسيان سازشهايى بوده و آنان به همه خواهشهاى همسايه نيرومند گردن نهاده بودهاند .
هامش
( 1 ) اين تكه از مهنامه آينده شماره 22 برداشته شده .