و آن را كينهاى در دلهاى خود ساختهاند . بهترين دليل اين دشمنى و كينهتوزى آنان بستن مجلس مىباشد كه هيچ نيازى به آن نداشتند . از آنسوى يادداشتى كه وزيران به ناصر الملك نوشته و بستن مجلس را ازو خواستهاند از سراسر آن دشمنى پديدار است و ما گفتههايى را در آن مىبينيم كه هم دروغ و هم بسيار زيانآور بوده است . زيرا چنان كه گفتهايم ، در جنگها و خونريزىهايى كه ميان روس با مجاهدان در تبريز و رشت و انزلى رو داد روسيان ميكوشيدند كه بگويند مجاهدان پيشدستى كردهاند و اين دعوى دروغ را دستاويز بردن آذربايجان و گيلان سازند و گفتهايم كه ثقة الاسلام و امان اللّه ميرزا بيش از همه بر سر اين سخن جان خود را باختند و ما مىبينيم وزيران در نوشته خود از راه ديگرى آن دروغ را پيش كشيدهاند و بىباك و بىپروا عنوان بدست روسيان دادهاند . زيرا در آن نوشته پس از نكوهشهاييكه از ايستادگىهاى نمايندگان مجلس ( نمايندگان ديموكرات ) در برابر التماتوم روس مينمايند و آن را يك دشمنى با دولت نشان ميدهند رو بناصر الملك چنين ميگويند : « و الا حضرت از آنچه گفتيم خواهند ديد كه پيشآمدهاى تبريز و رشت گزندهاييست كه دشمنيها و نافرمانيها با دولت آن را پديد آورده و تلگرافها و انگيزشها كه از پايتخت شده مايه آنها شده » . ما مىپرسيم آيا اين سخن درست است ؟ ! اگر راستى را بخواهيم آن ايستادگىهاى تبريز بود كه بتهران دل ميداد ، نه آنكه نمايندگان تهران تبريز و رشت را بايستادگى انگيزند . از آنسوى آيا جنگ تبريز و خونريزى رشت نتيجه تلگرافهاى پايتخت بوده ؟ ! در تبريز آنهنگاميكه روسيان سراسر ادارهها را گرفتند و بر كوچهها و گذرها ريخته بآهنگ بازگرفتن ابزار جنگ از مجاهدان دستاندركار شدند آيا مجاهدان جز جنگ و مردانگى چه توانستندى كرد ؟ ! يكدسته مردان جانباز و غيرتمند در برابر چيرگى و زورگويى بيگانه جز كشتن و كشته شدن چه چاره ديگرى توانستندى داشت ؟ ! آيا آن كار بد بوده ؟ ! وانگاه آيا آن را تلگرافهاى تهران پديد آورده بوده ؟ ! آيا وزيران چشم ميداشتند كه تبريزيان و رشتيان پس از آنكه هفت سال لاف جانبازى در راه كشور زده بودند در برابر زورگوييهاى روس بىهيچگونه تكان و آوازى گردن فرومياوردندى و براى نگهدارى خود يا بنام غيرت و مردانگى به هيچ كوششى برنمى -
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٨٧