تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
است كه كشور پس از التماتوم روس ( تا سى و سه سال پيش از اين ) گذرانيد و در آن ده سال در تهران رشته كارها در دست يكمشت دغل و سودجو بود و در حالى كه سراسر كشور به آتش آشوب و ناايمنى ميسوخت و اينان در تهران در راه سودهاى بس كوچك خود كشاكش و هياهو را از اندازه ميگذرانيدند و در همان دوره است كه روزنامهاى تهران ننگين‌ترين رويه را به خود گرفته است . اينها همه نتيجه شوم التماتوم روس بوده و ما اينها را در جاى خود روشن خواهيم گردانيد . ما درخواست روسيانرا از التماتوم و سختگيرى بازنموده‌ايم . يك كلمه بايد گفت روسيان چون بخشى از ايرانرا در زمان فتحعليشاه برده و ببازمانده آن نيز چشم دوخته بودند از اين‌رو هميشه اينكشور را ناتوان و درمانده ميخواستند و باز شدن چشم مردم و تكان توده را به خود هموار نميكردند . اينست پيش‌آمد مشروطه را بزيان خود دانستند و از گام نخست از در دشمنى و كارشكنى درآمدند . بويژه پس از آنكه دسته مجاهدان پيدا شدند و آن جانبازيها را از خود نمودند و روسيان دانستند كه چه سنگ بزرگى در راه پيشرفت سياست آنان در ايران و آسيا پديد مىآيد . اينست پس از افتادن محمد عليميرزا كه دسته‌اى بنام دموكرات در تهران و تبريز پيدا شد روسيان از آن خوشنود گرديده بر اين شدند كه با دست كاركنان خود آندسته را در راه نابودى مجاهدان به كار برند و اين بود دشمنيها ميان آنان با مجاهدان انداختند . ليكن سپس ديدند دسته دموكرات با همه آلودگى بيشتر سردستگانشان خود سنگ ديگرى در راه سياست ايشان خواهند شد و از كوششهاى اينان در راه پيشرفت كارهاى ايران سخت رنجيدند . بويژه پس از آنكه مستر شوستر و ديگر امريكاييان بتهران آمدند و نمايندگان دموكرات در مجلس هوادارى بىاندازه از ايشان نمودند و آنانرا بهرگونه كوشش و كار دلير گردانيدند . اينها چيزهايى بود كه همچون خار به چشم كاركنان سياسى روس ميخليد . اين بود شكيبايى ننموده و چون پيش‌آمدهاى اروپا و پيوستگى نوينى كه پس از بستن پيمان 1907 با انگليس پيدا كرده بودند فرصت بدست ايشان ميداد براى ناانجام گزاردن كارهاى آزاديخواهان ، در تابستان 1290 محمد عليميرزا را دوباره بايران آوردند و آن
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 485 | احمد كسروى تبريزى