مجلس شورى و آزادى سودى نخواهد داشت و اين بهانهايست كه هميشه و در همهجا هواداران ستمگرى و خودكامگى داشتهاند .
اين درون و راز آن كسانست ، و اينكه با اين بدخواهى بميان مشروطه درآمده بودند از راه سودجويى و رويهكارى ميبود و بسيارى از آنان آهنگ كارشكنى و دشمنى نيز در دلهاى خود ميداشتند و ما مىبينيم كه چون جاى خود را استوار كرده و رشته كارها را بدست گرفتهاند بدينسان دشمنى نيز نمودهاند . از بزرگترين لغزش مشروطه خواهان بوده كه اينان را بميان خود راه دادهاند و اين جز نتيجه سادهدلى ايشان نبوده .
اينها چيزهاييست كه بوده و در آنهنگام مردم نفهميدهاند ، ولى ما در جستجو - هاى تاريخى خود به آنها برمىخوريم و ناگزيريم براى روشنى سخن آنها را بازنماييم .
چيزى كه هست درباره كابينه بايد گفت همه وزيران دست در كار نداشتهاند و آنچه ما شنيدهايم و باور مىنماييم اينست كه وزيرى كه يكسر با سفارتخانه روس گفتگو مى - كرده و تنها سخن او در پيش ناصر الملك پيشرفت داشته آقاى وثوق وزير خارجه بوده و ديگران بيچون و چرا پيروى او مينمودهاند . هم درباره سردار اسعد و يفرمخان و آزاديخواهان كه هوادارى از پذيرفتن التماتوم نمودند گذشته از آنكه اينان نتيجه ايستادگى را جنگ و نتيجه جنگ را بدميديدند ( چنان كه در بخش اول اين را آوردهايم ) مىبايد گفت در آغاز كار فريب نويدهاى دو دولت را خوردند و چنين دانستند اگر ايران گردن بالتماتوم گزارد روسيان سپاه خود را از قزوين بازگردانند و بار ديگر ايران را بآزادى خود گزارند ، و ناصر الملك كه مجلس را بست به اين عنوان بود كه به زودى نمايندگان برگزيده شوند و مجلس ديگرى بازگردد . ولى سپس كه پى به آهنگ دشمن بردند اين هنگام فرصت را از دست داده بودند . درباره بختياريان سخن ديگرى نيز هست و ما خواهيم ديد كه آنان از اين سپس بسيار آلوده و بدنام گرديدند .
بسخن خود بازميگرديم : چنان كه گفتيم روز دوم ديماه ( دوم محرم 1330 ) هنگام پسين بفرمان ناصر الملك يفرمخان در مجلس را بست و نگهبانان به آنجا برگماشت
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 490
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٩٠