تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
كه كسى را راه ندهند ، و در شهر « حكومت‌نظامى » با دست يفرمخان برپا گرديد . نيز همانروز « مجمع ادب » را كه كانون ديموكراتها بود بستند و آنانرا از هم پراكندند . همچنين ديگر كانونها را بستند و از گرد آمدن مردم جلو گرفتند . روزنامهء « ايران نو » را كه زبان دسته ديموكرات بود چند روز پيش بسته و روزنامه « ايران نوين » كه بجاى آن چاپ مىيافت از اين هم جلو گرفته بودند و سپس كه « راهبر ايران نو » آغاز شده و روز سىام آذر ( يا روز يكم دى ) آگاهيهايى كه از جنگ روسيان در تبريز و از بيداد - گريهاى آنان رسيده بوده در شماره خود نوشته و پراكنده كرده بود همانروز نسخه‌هاى آن را هركجا يافتند بازگرفتند و اكنون كه بدينسان دست و پاى دموكراتيان را مى - بستند بيكبار روزنامه را از ميان بردند و از چاپخانه‌ها نوشته گرفتند كه هيچ روزنامه‌اى از آنان را بچاپ نرسانند . بدينسان كابينه حاجى نجفقليخان چيره گرديده و كارهاى خود را پيش مىبرد . در اينهنگام يكى از خواستهاى دولت بود كه پيش‌آمدهاى تبريز مايه شورش تهران و ديگر جاها نگردد و جلوگيرى از پراكنده شدن هرگونه آگاهى ميكرد . فردا سوم ديماه دموكراتيان و همدستان ايشان آخرين ايستادگى خود را نشان دادند . بدينسان كه با آنكه از بسته شدن مجلس آگاه بودند بگاه آهنگ بهارستان نمودند و چنين ميخواستند كه اگر توانند بدرون روند و مجلس را برپا كنند ولى در را بسته ديدند و راهى نيافتند و باهم نهادند كه در خانه مصطفى خان نوايى ( نير السلطان ) كه از نمايندگان مجلس و از شمار ديموكراتها مىبود گرد آيند و در آنجا مجلس را برپا كنند ولى چون بيش از پنجاه‌واند تن از نمايندگان گرد نيامدند و با اين اندازه مجلس برپا نميشد چنان خواستند كه جوش و خروشى در شهر پديد آورند اينست از آنجا بيرون آمده رو بسوى بازار آوردند . انبوهى از ديموكراتيان ميبودند و چون ببازار سمساران رسيدند بر آن شدند در آنجا گفتارهايى رانند . مردم بس انبوهى گرد آمده و بازارها را چه از اينسو و چه از آنسو پر كرده بودند . در اينجا نيز از نمايندگان آقايان شيخ اسماعيل هشترودى و شيخ محمد خيابانى يكى پس از ديگرى بگفتار برخاستند . نيز آقاى سلطان احمد راد ( معتمد الممالك ) و آقاى مصطفى كاظمى كه از
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 491 | احمد كسروى تبريزى