تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
آشوبها را در چند گوشه كشور پديد گردانيدند ولى چون نيروى آزاديخواهان همه آن آشوبها را فرونشاند اين زمان خودشان يكسره به كار برخاستند و كارهاى مستر شوستر را بهانه گرفته يكى پس از ديگرى دو التماتوم دادند و لشگر تا قزوين پيش آوردند . در همهء اين كارها دولت . انگليس ( نه توده آن ) همداستان و همدست روسيان مىبود و اين بود خاموش ايستاده و ميانجيگرى نيز دريغ گفت . اين خواست روسيان بود . اما دولت ايران ، پيداست كه در آن روز با پاشيدگيهاى بسيارى كه در كشور بود دولت بجنگ با روسيان يارا نداشت و اگر كار بجنگ ميكشيدى بيگمان شهرها و آباديهاى ايران گزند بسيار ميديدى و اگر هم در انجام كوشش ايرانيان فيروز درآمدندى چنان كه گفته‌ايم آن فيروزى بسيار گران بسر آمدى . از اين‌رو دولت از انجاميدن كار بجنگ بسيار مىپرهيخت . چيزى كه هست در چنان پيش‌آمدهايى روا نتوان شمرد كه يكتوده بىهيچگونه كوشش و جانبازى گردن بزورگويى بيگانه گزارد ، پس غيرت و مردانگى براى چه زوريست ؟ ! وانگاه زورگويى كه پايان ندارد و يكتوده كه بىهيچ ايستادگى گردن بزورگويى همسايه گزاشت بايد نابودى خود را در پيش چشم دارد . در چنان هنگامى شايسته خردمندى اينست كه دليرى و ايستادگى را با دورانديشى و خوددارى توأم گردانند ، بدينسان كه براى جنگ و جانبازى آماده گردند تا دشمن بيكبار چيره نباشد و در زورگويى اندازه نگه دارد . از آنسو نيز در آشتى را بيكبار بسته نگردانند تا بتوانند هنگاميكه دشمن نرم گرديد با او بكنار آيند . چه‌بسا نياز افتد كه يك يا دو جنگ بسيار دليرانه‌اى كنند و پس از آن روى نرمى و آشتى نمايند . ناصر الملك و وزيران او نيز مىبايست از اين راه پيش آيند و از گام نخست زبونى و درماندگى ننمايند ، آنان مىبايست با سران آزادى و با نمايندگان پاكدلانه همدست و همراز باشند و در برابر زورگويى روس يكرده ايستند و تا ميتوانستند دليرى و ايستادگى نشان دهند تا بتوانند بيك آشتى آبرومندى دست يابند . ولى ما مىبينيم آنان اين كار را نكرده و از در دلسوزى و همدستى نيامده‌اند بلكه از گام نخست روى دشمنى نشانداده‌اند و ايستادگى غيرتمندانه و بسيار بجاى دموكراتيان و ديگرانرا نپسنديده