نيرنگهايى هم دست زنند نيز فرصت كار بناصر الملك و آقاى حسن وثوق و همدستان ايشان كه هوادار پذيرفتن التماتوم بودند دهند . آن بود اين زمان مهلت شش روزه ميدادند و در آنميان در خود تهران بكارهايى برخاسته و چون در آنميان نان در تهران كمياب شده و بكمچيزان سخت ميگذشت كاركنان سفارت پول و نان بايشان مىبخشيدند و بدينسان مهربانى و دلسوزى از خود نشان ميدادند .
اين بازگشت روسيان دولت را واداشت كه روز بيست و هشتم آذر دوباره با مجلس پيشآمد را بگفتگو گزارد و وزير خارجه بمجلس آمده باز زمينه را بميان آورد و از مجلس درخواست كه درباره پذيرفتن التماتوم با دولت همداستانى نمايند و كمسيونى براى گفتگو با روسيان و پايان دادن بكشاكش از ميان خود برگزينند . نيز پيشنهاد كرد كه چون از روى قانون كابينه از كار افتاده وزيران ديگرى برگزيده شود . اگر چه اينبار چندان تندى و گرمى از نمايندگان ديده نشد و نمايندگان اعتدالى هوا خواهى دولت نمودند ، با اينهمه بيست و يك تن نمايندگان ديموكرات و كسانى از نمايندگان آذربايجان و ديگران كه با همه ديموكرات نبودن در اين هنگام بايشان پيوسته بودند همچنان ايستادگى نشان دادند . برگزيدن كابينه ديگرى را ديموكراتيان پذيرفتند ولى از گفتگو نتيجه بدست نيامد و خود ايشان چنين ميگويند كه ناصر الملك كارشكنى كرد .
روز بيست و هشتم ناگهان يفرمخان و مجاهدان در ميدان سياست پديدار شدند و چون آخرين روز مهلت و زمان بس تنگ ميبود بالتماتوم چهار ساعته نمايندگانرا ناگزير ساختند كه با دولت همداستان شوند و در نتيجه اين فشار ايشان و تنگى زمان بود كه همانروز مجلس در نشست نهانى با سى و نه رأى در برابر نوزده رأى اين را پذيرفت كه كميتهاى از پنج تن برگزيند و رشته را به او سپارد كه بهمدستى دولت با روسيان بكنار آيد . اين رأى داده شد ولى كميته برگزيده نگرديد زيرا از ديموكراتيان هيچ كس بودن در آن كميته را نپذيرفت .
شب بيست و نهم چنان كه نوشتهايم روسيان در تبريز به كار برخاستند و فرداى آن جنگهاى خونين در آن شهر پيش رفت . نيز در رشت و انزلى روسيان خونها ريختند .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 480
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٨٠