داخله را خود حاجى نجفقليخان ميداشت . بدينسان مجلس دوم بسته گرديد و بهتر گوييم دستگاه مشروطه برچيده شد . بايد دانست التماتوم روس و بسته شدن مجلس و پيشآمدهاى ديگرى كه با آن توام بود يكى از نشاندارترين داستانهاست و بگفته اروپا « سنگ سرپيچى » در تاريخ ايران پديد مىآورد . زيرا چنان كه خواهيم ديد نتيجه - هاى بسيارى آن را در پى بود و پيشرفت تند توده ايران را كه از هفت سال باز آغاز شده بود بيكبار ايستانيده آن را بسوى بازپس گردانيد . اگرچه مجلس يكم نيز سرگذشت خونين داشت و محمد على ميرزا آن را با توپ بست و كسانى از نمايندگان و سران آزادى را به خون غلطانيد ولى آن سرگذشت را با اين جدايى بسيار است . آن پيشآمد به اين تيرگى و تاريكى نبوده بلكه اگر راستى را بخواهيم آنچيرگى محمد عليميرزا بسود آزادى درآمد . زيرا چون جنبش مشروطهخواهى در ايران در آغاز خود به آسانى پيش رفت و پاى آزمايش بميان نيامد راهبران نخستين آن جز مردان سختى نديده و تن آسانى نبودند و بسيارى از رويهكاران و دغلكاران به آنان آميخته بودند و محمد عليميرزا چون مجلس يكم را بهم زد مىبايد گفت آن مشروطهخواهان كم ارج را پراكنده گردانيد و نتيجه آن شد كه در سايه شورشى كه برخاست و جنگهايى كه رو داد دسته - هاى انبوهى مردان پا برجاى كارآمد پيدا شدند كه با جانفشانيهاى مردانه خود مشروطه را دوباره بنياد نهادند و براى نگهدارى آن آماده ايستادند . ولى در اين پيشآمد روسيان آنمشروطهخواهان كارآمد و جانفشانرا از هم پراكندند و بجاى ايشان يكدسته مردان سستنهاد و خودخواه را به كار گماردند كه همه بزيان ايران و بسود بيگانگان بودند .
يك كلمه بگويم روسيان يك تيشه كارى بريشه آزادى ايران فرود آوردند و زمينه براى سه بخش كردن اينكشور كه پيماننامه 1907 را با انگليسيان از بهر آن بسته بودند آماده ساختند . اگر بخواهيم مانندى براى اين داستان در تاريخ نزديك ايران پيدا كنيم بايد شكست عباس ميرزا را از روسيان و پيماننامه تركمانچايى را ياد نماييم . زيرا در آنشكست گذشته از آنكه دولت ايران كوچك و ناتوان گرديد و در ميان دولتها از جايگاه خود افتاد در درون كشور هم در ميان توده نوميدى سختى پديد آمد و انديشهها بسيار كوتاه و پست گرديد . بدانسان كه آب چون جلوش بسته گرديد و از رفتن ايستاد
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 482
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٨٢