دليرى ننمودند . از تبريز هم تلگرافى بنام رنجيدگى از آن بدولت رسيد و اين بود از آن چشم پوشيدند .
بدينسان روزها ميگذشت و كشاكش ميانه دولت و مجلس پيش ميرفت . نخست از هرباره كفه مجلس سنگينتر مينمود . ليكن پس از چند روزى كمكم كفه دولت رو - بسنگينى نهاد . زيرا در اينهنگام دستهدسته سپاهيان روس با توپخانه و قورخانه از رشت بقزوين ميشتافتند و اين آگاهى كه بتهرانيان ميرسيد يك آينده بيمناكى را در پيش چشم خاندانها پديدار ميساخت . ايرانيان در جنگ با روس اگر هم به نتيجهاى توانستندى رسيد پس از گزندهاى بسيار دلگدازى توانستى بود . نيز چون التماتوم بهمداستانى دولت انگليس آماده شده بود كاركنان ايشان در تهران همه بفرونشاندن جوش و تكان مردم ميكوشيدند و پيداست كه آن روز گفتههاى اينان بس كارگر افتادى . وانگاه حاجى عليقلى خان بختيارى ( سردار اسعد ) كه در همان روزها از اروپا بازگشت ، او نيز هواى دولت را داشت و با پيشرفتى كه سخن او را ميان آزاديخواهان ميبود همه بكاستن از تندى ايشان پرداخت و بدينسان همه بختياريان بسوى دولت رفتند و يفرمخان و مجاهدان او نيز پيروى نمودند . در اين ميان از نجف نيز مرگ آخوند را آگاهى دادند كه هنگاميكه با مجتهدان و طلبه آماده سفر بوده ناگهان درگذشته است . اينها چيزهايى بود كه پياپى رو داد و از نيروى ايستادگى مردم تهران كاست . ولى در تبريز و گيلان روزبروز بر نيروى ايستادگى مىافزود .
روز بيست و چهارم آذرماه سفارت روس دوباره با دولت بگفتگو پرداخته آگاهى داد كه چون سپاه در قزوين گرد آمده اگر تا شش روز ديگر همه خواهشهاى ما پذيرفته نشود آهنگ تهران خواهند كرد . راستى هم اينست روسيان چون التماتوم دادند اين اندازه ايستادگى را از توده ايران اميد نميداشتند و اكنون بهتر ميدانستند كه اندكى نرمى نمايند و تا بتوانند رشته را پاره نكنند . چه ميدانستند كه گرفتن تهران و برانداختن آزادى ايران اگر هم آسان باشد دشواريهاى ديگرى را در پى خواهد داشت و گذشته از ناخرسنديهاى دولتهاى اروپايى از خود كشور جنبشهاى خونريزانه پديد خواهد آمد .
اينست ميكوشيدند خواست خود را تنها با زور پيش نبرند و اندكى نرمى نموده به
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 479
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٧٩