تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
نامهاى نمايندگان بپايان رسيد نتيجه آن شد كه هر يكى از آنان رأى خود را گفته و بىآنكه پرواى آينده خود و خاندانش را كند انديشه خود را آشكار ساخته بود همه نمايندگان بدشمن شمالى آن پاسخ را دادند كه بيك توده نوميد پامال شده مىشايست - توده‌اى كه از آينده بيمناك تاريك خود نترسيده نگهدارى آزادى و آبروى خود را بر آن برگزيد . همه نمايندگان خواهشهاى روس را برگردانيدند » « 1 » . بدينسان مجلس شورى دليرى شايسته‌اى از خود نشانداد هنگامى كه در مجلس اين رأى داده ميشد تماشاييان اشگ شادى از ديده ميريختند . دولتى كه ناصر الملك نايب السلطنه و حاجى نجفقليخان بختيارى وزيران كابينه او باشند بر آن بودند كه ايران در برابر اين زورگويى نيز گردن فروآورد ، و چون مجلس بدينسان از در ايستادگى درآمد كشاكش ميانه دولت و مجلس پيدا شد . وزيران همانروز كنار ، جويى نمودند ( و خود بايستى نمايند ) ، ولى ناصر الملك آنان را نگهداشت . شور و خروش مردم روز بروز بيشتر ميشد . در عراق آخوند خراسانى و حاجى شيخ مازندرانى بكوشش برخاستند و فتوى به پرهيز از كالاى روسى داده و آن را با تلگراف به همه جا رسانيدند ، و سپس با همه مجتهدان و ملايان ( بجز از سيد كاظم يزدى ) بر اين شدند كه آهنگ ايران كنند و اين كار ايشان بشور و خروش مردم افزود . در تهران چهار دسته دموكرات و اعتدالى و اتحاد و ترقى و داشناكسيون ( از آن ارمنيان ) كه ميبودند دست يكى كرده براى ايستادگى در برابر هر پيش‌آمدى بآمادگى كوشيدند . اين پشتيبانيها مجلس را استوار نگه ميداشت . از آنسوى ناصر الملك و وزيران همچنان پافشارى مينمودند كه التماتوم پذيرفته شود ، و چون از مجلس نوميد شده بودند ميخواستند مجلس را از ميان بردارند ، بدينسان كه نمايندگان اعتدالى را كه در نهان هوادار دولت ميبودند بكناره‌جويى وادارند ، و چون با رفتن آنان شماره نمايندگان اعتدالى كمتر از اندازه قانونى گرديدى از آنراه خواست خود را پيش برند . اين را با نمايندگان اعتدالى گفتگو كردند ولى آنان از ترس مردم بچنان كارى
هامش
( 1 ) ترجمه از روى معنى شده و اندك جدايى درميانست .