تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
روز آدينه نهم آذرماه در تهران يكروز بيمانندى بود . زيرا ميبايست تا نيمروز پاسخ التماتوم داده شود و سرنوشت ايران روشن گردد . ميبايست پيش از نيمروز مجلس برپا شده درباره پيش‌آمد رأى دهد . در آغاز امروز مجاهدان با دستور يفرمخان علاء الدوله را كشتند . زيرا اين مرد خودكامه كهن با كسانى از دشمنان مشروطه از زور - گويى و چيرگى روسيان ميدان يافته بر آن ميكوشيدند كه با دست روسيان محمد - على ميرزا را كه اين زمان در استراباد ميزيست بتهران آورند و نامه‌اى براى اين درخواست بسفارت روس نوشته بودند كه بدست شهربانى افتاد . يفرمخان در اين شور و خروش بر كنار ايستاده و چون سرپرست شهربانى بود تنها بر آن ميكوشيد كه شهر را در سامان و آرامش نگهدارد و جلو آشوبكارى ياران محمد عليميرزا را گيرد و اين كار را بشايستگى انجام ميداد . همان روز مجاهدان بمشير السلطنه صدر اعظم باغشاه محمد عليميرزا كه از همدستان علاء الدوله بود نيز تير انداختند و او زخمى گرديده نمرد ، ولى برادرزاده‌اش كه همراه بود كشته شد . هرچه هست اين كارهاى ايشان در چنان روزى بسيار بجا افتاد . يكساعت پيش از نيمروز مجلس برپا شد . آقاى حسن وثوق وزير خارجه با سه تن ديگر از همكاران خود ( آقايان ابو الحسن پيرنيا و حسن اسفنديارى و محمد على فروغى ) در آنجا بودند . وزير خارجه بگفتار آمده چگونگى را بازنمود و يادداشت سفارت روس را بازخوانده از مجلس رأى خواست . مجلس دليرانه آن را نپذيرفت . از كسانى كه در اين نشست سخن راندند شادروانان شيخ محمد خيابانى و شيخ اسماعيل هشترودى و شيخ رضا دهخوارقانى بودند . شادروان خيابانى گفتار آرام ولى بس استوارى سرود و دليل‌ها بر آن گفتار خود آورد . هشترودى سخنان تند و بسيار دليرانه راند . دهخوارقانى بدوسه جمله بس استوارى بسنده نمود . مستر شوستر كه اين نشست تاريخى پارلمان ايران را بسيار پسنديده و ستوده پايان آن را چنين مينگارد : « چند دقيقه پيش از نيمروز از همگى رأى خواستند . يك يا دو تن فرومايه ترسو از مجلس بيرون رفتند و خود را كنار كشيدند . از ديگران نام هركسى كه خوانده شد به پا برخاست و آشكاره رأى خود را گفت و چون خواندن