بدبو و تباه گردد ، يك توده نيز چون خود را زبون يافت و راه اميدش بسته گرديد ناگزير انديشهها پست گردد و تباهىهاى بسيار در ميان مردم پيدا شود . پس از شكستهاى پياپى عباس ميرزا در برابر روسيان و بسته شدن پيماننامه تركمانچايى كه شكست ناصر الدين - شاه در برابر انگليسيان و رها كردن هرات نيز پشت سر آن آمد بيكبار راه اميد به روى مردم ايران بسته گرديد و گرد زبونى به روى توده نشست و بدتر از همه حال كاركنان دولتى بود كه از آن پس كمتر يكى در پى سود خود نبودى و پرواى كار و سود كشور مى - نمودى و اگر كسى خواستى نيك باشد و پرواى توده و كشور نمايد و از در جانفشانى درآيد با دشواريهاى بسيار روبرو گرديدى و اين بود كه در آن يكدوره كه از آخر زمان فتحعليشاه تا آغاز مشروطه كشيده ايران يكدوره نوميدى سختى را گذرانيده و نتيجه آن پرورده شدن يكدسته از مردان دربارى و كاركنان دولتى شده بود كه همگى آنانرا ميشناسيم و از كارهاى ننگينشان آگاهيم جنبش آزاديخواهى آن دوره را بپايان رسانيد و راه پيشرفت و اميدى به روى توده بازگردانيد و اينست در آن چند سال گذشته از همه چيز انديشهها تكان خورد و ايرانيان گرد زبونى و درماندگى از خود دور افشاندند و آن كاركنان دربارى آنچنانى دستهاشان از كار كوتاه گرديد ، و اگر كسانى در سايه دورويى و دغلكارى خود را بميان اين جنبش انداختند ناگزير شدند اگرچه در بيرون و براى پرده كشيدن بچشمهاى مردم باشد بسود ايران كوشند و دلسوزى از خود نمايند .
ولى چون روسيان اين مشت را نواختند و جوش و تكان هفت ساله توده را از ميان بردند دوباره رشته كارها بدست سررشتهداران كهن كه بسود بيگانگان بيشتر ميبودند تا بسود ايران افتاد و خواهيم ديد كه اينان چه نيكو بندگيها به دو دولت نمودند و چه آتشى در كشور در سايه ناشايستى آنان افروخته گرديد . از آنسوى دوباره نوميدى بس سختى بتوده چيرگى يافت و بار ديگر انديشهها بكوتاهى گراييده خويها به پستى رو آورد ، و در نتيجه اينها بود كه از مردان نيكو و غمخوار اگر هم كسانى بازمانده بودند خود را بكنار كشيدند و اين زمان يكدسته ديگرى ، دسته سودجو و ناشايستى بجاى ايشان آمدند و چون هنوز نام مشروطه ( نام دروغى آن ) در ميان ميبود بدستاويز روزنامه
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 483
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٨٣