تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦

گفتار پانزدهم كشاكش مجلس و دولت

كنون بتهران بازميگرديم و با آنكه داستان التماتوم و كشاكش مجلس و دولت را تا بسته شدن مجلس در بخش سوم تاريخ مشروطه نوشته‌ايم براى پيوستگى سخن دوباره آن داستان را بكوتاهى در اينجا مىآوريم و در اين ميان آنچه را كه در آنجا ننوشته‌ايم خواهيم نگاشت « 1 » . چنان كه گفته‌ايم چون دولت ايران بالتماتوم نخست روسيان گردن گزاشت دانسته شد يك التماتوم بس سخت‌تر ديگرى در پى مىباشد و روز چهار شنبه هفتم آذر 1290 ( هفتم ذىحجه 1329 ) آن التماتوم رسيد . دولت روس از كشور آزاد ايران سه چيز را ميخواست : 1 ) مستر شوستر و مستر لكوفر از كارهاى ايران بر كنار باشند . 2 ) دولت ايران پس از آن كسى را از بيگانگان براى كارهاى خود بى آگاهى دو دولت نخواهد . 3 ) در رفت لشگركشى روسيان را كه سپاه برشت آورده بودند به گردن گيرد . هم بايستى در چهل و هشت ساعت ( از نيمروز چهارشنبه تا نيمروز آدينه ) پاسخى كه مىخواستند داده شود و گرنه قزاق و سالدات بسوى قزوين پيش خواستندى آمد . چون اين داستان در بيرون پراكنده گرديد مردم چه در تهران و چه در تبريز و رشت و ديگر شهرها بشوريدند و همه بيك آواز خواستار ايستادگى گرديدند . روز پنجشنبه همچنان مردم در شور و خروش ميبودند و نمايندگان مجلس بويژه آذربايجانيان و دموكراتيان بيكار ننشسته نشستها برپا كردند و گفتارها راندند و همه را براى ايستادن و نترسيدن آماده ساختند .
هامش
( 1 ) در آنجا در ياد كردن روزها اندك لغزشى هم رو داده .