تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
از خود نشان ميداد . ولى افسوس كه در كار خود آزاد نميبودند و در چنان گيرودارى مىبايست روزبروز با تهران گفتگو كرده دستور گيرند و بدينسان دستهاى خود را بسته ميداشتند . اين از دلگدازترين گرفتاريهاست كه يكدسته در چنان حالى بمفت نابود شوند و از كوشش‌هاى خود جز زيان و بدنامى نتيجه نبرند . چنان كه در تبريز همين گرفتارى بود ، ولى در آنجا خوشبختانه نماينده دولت شاهزاده امان اللّه ميرزا ميبود و او خود جنگ ديده و آتش مردانگى در دلش زبانه ميزد و چنان كه گفته‌ايم دلسوزى و غيرتمندى او مجاهدان تبريز را از يكدام سختى رها گردانيد . ولى در گيلان نماينده دولت ظهير الدوله ميبود كه خود در رشت نشسته و پسرش ظهير حضور را به انزلى فرستاده ، و اين مرد را همه مىشناسيم كه پيشواى صوفيان و يا بگفته خودشان « فقير مولا » ميبود و بودن او در رشت بسنگينى بار آزاديخواهان مىافزود « 1 » . اگرچه او آلوده نبود و با روسيان راه نميداشت و اين در جاى خود مايه خرسنديست ليكن در چنان هنگامى ناتوانى يك فرمانروا زيانهاى بزرگى را دربر ميتوانست داشت . چه‌اندازه بر من ناگوار است كه آنشور و خروش مردم گيلانرا بنگارم و در پى آن بگويم روسيان بىآنكه بيش از يكقزاق از ايشان كشته شود شهرهاى رشت و انزلى را بدست گرفتند . اين چيزيست كه هركسى چون شنود درباره آن شور و جنبش بدگمان گردد ، و راستى را اگر جنگهاى دليرانه تبريزيان با روس و آنچيرگى ايشان نبودى بايستى هركسى ستايش‌هايى را كه از مجاهدان و آزاديخواهان ايران شنيده دروغ انگارد و به ايرانيان با ديده بدگمانى نگرد . ولى جنگ‌هاى دليرانه مجاهدان تبريز با روسيان و آن سيلى سختى را كه به روى آنان زدند نمونه نيكى است كه آزاديخواهان تا چه‌اندازه پيش آمده بودند . افسوس كه پشت سر اينان يكدسته مردان دودل و دورويى ايستاده و رشته كارها را در دست ميداشتند اينست آنچه كوششها را هدر گردانيده . اينست آنچه جنبش آزاديخواهى را در ايران به آن نتيجه بسيار دلگدازى رسانيده .
هامش
( 1 ) ظهير الدوله در سوم آذر كه روز پنجم پيش آمد بوده چگونگى را براى وزارت خارجه نوشته و ما چون آن را ميخوانيم در چندجا نادرستى مىيابيم از جمله آنكه بجاى پنجشنبه 29 آذر كه روز شليك است چهار شنبه 28 را آورده است و همچنين روزهاى ديگر را بهم آميخته و اين نمونه كاردانى يك فرمانرواست .