پريشان مىكنند چاقو هم هست ميگيرند اغلب نقاط شهر را الان آمده ميگيرند و سنگر ميكنند .
اينها پيشآمدهاى آغاز روز بود . هنگام پسين بار ديگر دسته انبوهى از قزاق و سالدات با سركردگانى بگرد شهربانى و تلگرافخانه و سراى فرمانروايى آمدند و آن پيرامونها را از مردم تهى ساختند و آنچه توپ و تفنگ و قورخانه دولتى بود همه را از قورخانه و ديگر جاها بيرون آوردند و بهفده گارى بار كرده به كاروانسراى كامرانيه بردند و پس از اين بود كه شهربانى را رها كرده خودشان نيز رفتند .
روز يكشنبه دوم دى همان كارها در ميان ميبود . امروز نيز كارگزار نامه نوشت و خواست خود بكونسولخانه رفته نكراسف را ديدار كند و به هيچيك پاسخ نشنيد . انجمن پياپى تلگراف بتهران ميفرستاد ولى نتيجهاى نميديد . دولت در تهران از سفارت انگيزه كارهاى نكراسف را مىپرسيد و سفارت هرزمان پاسخ نابجاى ديگرى مىداد . يك بار مىگفت : همه كارها را فرمانده سپاهيان كرده و كونسول پاسخده نيست . بار ديگر مىگفت : براى كونسول يكسره دستور از پترسبورغ داده شده .
روز دوشنبه نكراسف آگاهى پايين را بچاپ رسانيده در شهر پراكنده كرد :
در هشتم دكابر دسته كه مصمم عداوت و ضديت با روسها بودند بملتزمين و مستحفظين قونسولگرى سرريز و حمله نمودند از اوضاع پيشآمد اين اتفاق و سرريز نمودن واضح شد كه بودن اسلحه و ساير ادوات حربى در نزد اهالى و ذخيره محلى اسباب خطر است و بملاحظات اعادهء امنيت در شهر مباشرين حربى دولت روس در دهم دكامبر آنچه اسلحه در نزد اهالى و خانهها و نظميه پيدا نموده توقيف و ضبط نمودند و خاطر عموم را قونسولگرى امپراطورى آگاه و اعلان مىنمايد همه اقدامات از روى لزوم به عمل آمده و مخصوصا بملاحظه توليد امنيت و دفع مخاطرات بوده و اكنون كه تا يكدرجه منظورات را بر وفق مقاصد مذكور به عمل آمده ديد قونسولگرى امپراطورى اهالى را دعوت بمداومت حرفه معمولى خودشان مينمايد و بايشان حمايت خود را از حيث حفظ مال و جان ايشان
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٦٦